تبلیغات
صحرای ماریّه - مطالب اسفند 1392
درباره خادمین

محسن کاظمی
جز تقصیر هیچ ندارم و نگاهم تنها به دست ارباب و البته روزی خور خوان کریمان ...در اینجا حرف دل میزنم
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو
لوگوی دوستان
دانشنامه عاشورا
کاربردی
پخش زنده حرمساعت فلش مذهبیتاریخ روز
روزشمار محرم عاشورااوقات شرعیذکر روزهای هفته
ابر برچسب ها
منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • تعداد کل مطالب :
حضور قلب در نماز
چهارشنبه 28 اسفند 1392 | امیر حسین زمان

با عرض سلام خدمت حضرت آقای جاودان بنده نوجوانی 14ساله هستم كه حضور قلب خوبی در نماز ندارم خواهش مندم راهنمایی ام بفرمایید باتشكر

حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند:
سلام علیکم و رحمة الله
شما در چهارده سالگی باید در نماز حضور قلب خوبی داشته باشید.
اولین عامل بهم ریختگی حضور قلب چشم ماست.
چشمی که همه چیز را می بیند. هر شخص زن و مرد، هر منظره، هر عکس، هر فیلم نمی تواند نماز خوبی بخواند. اگر بتوانید چشم خودتان را کنترل کنید انشاءالله نمازتان بهتر می شود.
اگر بتوانید چیزهایی که خدای متعال راضی نیست نگاه نکنید البته بطور جدی می توانید نماز بهتری داشته باشید.
نماز عصاره و خلاصه شدۀ رفتار و اعمال روز ماست.
اگر تمام رفتار و اعمال آدمی با حساب و کتاب باشد نماز او درست خواهد شد.





برچسب ها :
نماز , 


صبح رسول خدا به خانه دخترش آمد. این لباس چیست که بر تن کرده ای؟ مگر برایت پیراهن تازه نخریده بودیم؟ چه شد؟ عرض کرد من همانطور که شما عمل می کردی، عمل کردم. فقیر مراجعه کرد و من دیدم دوتا پیراهن دارم. یک پیراهن مندرس و کهنه و یک پیراهن تازه. شما هم بودی، همین کار را می کردی و پیراهن خوبت را می دادی. حالا ماها چکار می کنیم؟ برای همین است که من جزء آنها نیستم. ما لباس های کهنه مان را جمع می کنیم و به فقیر می دهیم. البته این را بدانید. یک بیچاره هایی هستند که گفت جوراب سوراخ را هم برمی دارد. انقدر وضع شان بد است. حالا باشد. اما من چطور؟ می گوید وقتی بی بی این فرمایشات را فرمود یک مرتبه حالم به هم خورد. جبرئیل نازل شد که یا رسول الله دخترت یک دعای مستجاب دارد. آقا انبیاء یک دعای مستجاب دارند. یک دعای مستجاب. هرچه بگوید مستجاب است. می فرماید به دخترت هم یک دعای مستجاب دادیم. ممکن است جوانب داشته باشد و ما متوجه نشویم. حالا به آنها کار نداریم. یک دعای مستجاب دارد و هرچه بگوید قبول است. به زبان ما گفت من حال دعا کردن ندارم. من انقدر در محبت خودش غرق هستم که اصلا نمی توانم دهانم را باز کنم و دعا کنم. فرمود خب من دعا می کنم و تو آمین بگو. اینها یک چیزهایی است ها. دست به دعا برداشت و برای امتش دعا کرد. جبرئیل رفت و برگشت و ورقه شفاعت را آورد. فرمودند این را با من در قبرم بگذارید.


برچسب ها :
آیت الله جاودان ,  حضرت زهرا , 
حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی

دوتا مطلب از ناحیه مخالفین نسبت به فاطمیه مطرح می شود. عقیده آنها بر این است که فاطمیه یک امر شخصی است و یا یک اتفاقی است برای یک زن، مطرح کردنش منطقی به نظر نمی آید، آیا فاطمیه یک مسئله شخصی است یا نه؟

مسئله دومی را که مطرح می کنند این است که مطرح کردن اینطور بحث ها مخل وحدت است و وحدت را از بین می برد، البته ما برآنیم که وحدتی برقرار بشود و شما با بحث کردن اینطور چیزها مخل وحدت هستید. مقدمتا دو تا توضیح بدهم و بعد وارد بحث بشوم، تعریف فاطمیه چه چیزی است؟ فاطمیه به این معنا نیست که روز شهادت حضرت زهرا(س) است یا ماه دیگر که سومش شهادت است. فاطمیه از نظر تاریخی به حوادثی می گویند در تاریخ اسلام به وقایعی گفته می شود که بعد از رحلت رسول اکرم(ص) اتفاق افتاده است آن هم به محوریت حضرت زهرا(س) و تا پایان عمر ایشان طول کشیده است. این وقایع یا 75 روز است یا 95 روز، حوادثی که در تاریخ اسلام از 28 صفر اتفاق افتاده تا شهادت حضرت زهرا(س) با محوریت خود حضرت(س) را فاطمیه می گویند.

یکی از وقایع ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا(س) است که امروز یکی از تاریخ های شهادت است، سوم جمادی الثانی که در ماه بعدی اتفاق می افتد هم یک روز دیگری است. مستحضر باشید اختلاف ذات تاریخ است، تاریخی پیدا نمی کنید که یکی باشد، برای شهادت حضرت زهرا(س) 21 قول مطرح است و دوتای آن را ما برنامه می گیریم.

مسئله بعدی؛ اگر قرار است بین ما و آنها اتفاقی بیافتد یکی از آنها وحدت است. از نظر فنی وحدت محال است که رخ بدهد. فنی که می گویم یعنی فلسفی، این وحدت فقط یک زمان اتفاق می افتد،حالا اگر گفتید چه زمانی؟ " هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین " کل زمان امام عصر(عج) یک دین بیشتر وجود ندارد آن هم اسلام و یک مذهب بیشتر وجود ندارد ان هم مذهب حقه تشییع است. این وحدت آنجا اتفاق می افتد، اگر قرار است چیزی بشود آن اتحاد است. وحدت یعنی یکی شدن دو موجودی که تمام اختلافات و نظرات یکی و... که در یک مسئله طرح بشود ، یکی بشود. این اتفاق نمی افتد چون آنها می خواهند با عرض ارادت به رهبرانشان با ما هم کنار بیایند،اینکه امکان ندارد چون یکی از شاخصه های ما تبری از آنها است. بنابراین چیزی به نام وحدت اتفاق نمی افتد، آنچه که اتفاق می افتد اتحاد است! اتحاد اگر اینکه دو موجود هستند می مانند ولی وحدت دو موجود یک موجود می شود، ما همین اتحاد را انجام می دهیم. البته اول دعوتشان می کنیم به استبصار، بیایید معارف علی بن ابیطالب(ع) را ببینید معارف خودتان را هم ببینید. رهبر ما می فرماید: " سالونی قبل ان تفقدونی " و پایش هم می ایستد. از من هرچه می خواهید بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید، رهبر آنها هم می گوید: من یک آرزویی دارم ، آرزویم این است که در طول زندگی علفی باشم گوسفندی مرا بخورد و از هاضمه اش رد بشوم و دفع بشوم به صورت کذا، و علی (ع) می فرماید: نپرستیدم خدایی را که ندیدم. دوعیت وجود دارد اما می خواهیم اتحاد به دست بیاوریم باید اتحاد باشد چون اصل عقلایی و شرعی است، بنابراین که اتحاد عقلایی است محورش هم باید عقلایی باشد. ما باید بر یک چیزی اتحاد پیدا بکنیم که سه خصوصیت پیدا بکند: 1-اتحاد عمیق بشود 2- اتحاد مستحکم بشود 3- اتحاد ثبات داشته باشد، استواری دائمی داشته باشد. اگر بخواهد چنین اتفاقی رخ بدهد باید اتحاد بر محور حق باشد.




برچسب ها :
علوی تهرانی ,  حضرت زهرا , 
شیخ رجبعلی خیاط (ره)                                              

ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه »
را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند
و بارها این ذکررا به اطرافیان توصیه می کردند
تا از وسوسه شیطان در امان باشند،

می گفتند:
«چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!
پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:
یا خیر حبیب… ؛

یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه،
این ها دوست داشتنی نیستند ،
هر چه نپاید، دلبستگی نشاید …




برچسب ها :
نگاه نامحرم , 



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

چون ایام فاطمیه در پیش است وظیفه همه فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است. این بحث بهت انگیز است. هر مسلمانی وظیفه اش نسبت به فاطمیه و صدیقه کبری بسیار سنگین است . اگر وقت شد، یک روایت از منابع عامّه، یک روایت از مدارک خاصّه طرح می کنیم، تا هر مسلمانی به هر مذهبی، بفهمد نسبت به روز شهادت او چه وظیفه ای دارد.

علمای حدیث ، رجال عامّه این روایت را نقل کردند: قال رسول الله: أولُ من یدخل الجنة فاطمة. این جمله دریایی است. فقه این حدیث عقل را از هر فقیهی و حکیمی مبهوت می کند. این روایت منقول از آن حضرت است از آن طرق .

أولُ من یدخل الجنة فاطمة . فهم این حدیث توقف دارد بر درک عمق سوره واقعه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ، خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ، إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ،فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا .

روزی که آن روز هم خافض است، هم رافع؛ واقعه ای که خافضة رافعة؛ اما رفع إلی درجاتی که لا تدرک ولا توصف. اما خفض: إلی أسفل السافلین. إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا. این کوهها همه مثل ذره ی منبث در فضا بشود، همچو روزی، همچو واقعه ای.

بعد مطلب چیست؟ تمام مطلب در این جمله است: وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً : سه قسمت می شوند : أَصحاب المیمنة ،أَصحاب المشئمة، السابقون .

اما: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ. اگر بفهمیم مقام سابقین را، آن قرب و آن تقرب را، باز مراتب سبق، کمًا و کیفًا . تا برسد به اسبق السابقین. اسبق السابقین کیست؟ افضل الاولین و الاخرین خاتم الانبیاء و المرسلین، او می شود اسبق السابقین. بالضروره به حکم عقل ، کتاب ، سنت: وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا. بالضروره اول من یدخل الجنه خاتم النبیین است ولی آنچه محیّر العقول است این است که [پیامبر فرمود:] من بر براق وارد محشر می شوم و وارد جنت می شوم اما أمامی بنتی فاطمة، جلوتر از من دختر من . أمام إمام الاولین و الآخرین! این چه مقامی است ؟!

أول من یدخل الجنة فاطمة. اگر این فهمیده بشود تمام مسائل منحل است. خاتم [هست]، مقدم اوست . چه کرده که امام امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. تمام خلقت عالم به بعثت آدم تا عیسی بن مریم، به نتیجه رسید اما بدوّ صلاح به بعثت خاتم شد. به بعثت او غرض از خلقت، ثمر تشریع و دیانت محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین است، علت مبقیه سیدة نساء العالمین است. تمام ما حصل انبیا از آدم تا به خاتم به کی باقی ماند؟ منحصراً به وجود صدیقه کبری. اگر او نبود نه حلم حسنی بود، نه شجاعت حسینی بود، نه عبادت سجادی بود، نه مآثر باقری، نه آثار جعفری ، نه علوم کاظمی، نه حجج رضوی، نه جود تقوی، نه نقاوت نقویه و نه هیبت عسکریه و نه غیبت آن کسی که یملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا.

چه کرده او؟ خودش چه بود؟ اثر وجودش چه بود؟

إنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. نسل او در جهان باقی ماند به این ، دین او در امم برقرار شد به وجود این.

فاطمة بضعة منی .

ورود او به بهشت ورود پیغمبر است .

أول من یدخل الجنه فاطمة. اما به چه کیفیت؟! . مهم این است متن حدیث دقت ها دارد. اگر دنیای عامّه همین روایت را بفهمد کافی است. نص روایت این است: تحشر ابنتی فاطمة یوم القیامة وعلیها حلة الكرامة... وعلیها حلة - چه حلّه ای؟ حلة الکرامه- قد عجنت بماء الحیوان ، فینظر إلیها الخلائق . بهت انگیز این روایت است، آن هم از طرق عامّه: هم محدثین، هم اعلام رجال. فینظر إلیها الخلائق - خلائق جمع محلی به ال ، چشم تمام آفریده ها همه دوخته به هودج اوست- فینظر إلیها الخلائق فیتعجبون منها. آن روز غوغا که همه می گویند: وانفسا!، چه جور وارد محشر می شود که همه از خود بی خبر ، غرق در تعجب، از آن عظمت.

ثم تكسى حلة من حلل الجنة ، ... على ألف حلل ، مكتوب ... بخط أخضر : " أدخلوا ابنة محمد الجنة - اما چه جور؟ - علی أحسن صورة - غوغا این است - على أحسن صورة ، وأكمل هیئة ، وأتم كرامة ،وأوفر حظ . چهار افعل تفضیل است.

باید وارد بهشت شود اما چه جور؟ به احسن صورة. روز قیامت چه روزی است؟ وبرزوا لله الواحد القهار. برزوا ، مغزها از پوست در می آید، سیرت ها مصور می شود . احسن صورة یعنی چه؟ فکر کردید؟ قرآن بخوان تا بفهمی یعنی چه احسن صورة . تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ... ، خلقت برای این است؛ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ ، چرا؟ برای این که آزمایش بشوید تا محقق بشود احسن در عمل.

خلقت برای این است: احسن در عمل، احسن در علم. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ ... َبَشِّرْ عِبَادِ ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.

علماً باید بشود احسن ، عملاً باید بشود احسن . احسن علماً خُلقا عملاً روز قیامت محشور می شود به احسن صورة . صورت او نشان می دهد سیرت او را. زهرا این است. این افعل تفضیل اول است.

ادخلوا... ادخلو. داخل کنید فاطمه دختر او را در بهشت اما به احسن صورة، به اکمل هیئة ، دیگر شرح بقیه وقت نیست. این روایت از طرق عامّه.

هر مسلمانی باید بداند روز شهادت زهرا روز رحلت کیست؟ وظیفه خودش را بشناسد.

اما از طرق خاصه : صدوق در علل: این روایت عن ابی عبدالله. در مصباح الانوار عن ابی جعفر. هر دو امام، قال، قلت: لم سمیت فاطمة الزهراء زهراء ؟ سر تسمیه فاطمه زهرا به زهرا چیست؟ فقال: لأن الله عز وجل خلقها من نور عظمته . علت این که فاطمه زهرا نامیده شده چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرده. این مبدأ اوست آن منتهای اوست. مبدأ این، منتهی آن . اینجاست حیرة الکمل . مبدأ، خلق از نور عظمت الله ؛ منتهی: اول من یدخل الجنة .

فلما اشرقت ، بعد که خلق شد از نور عظمت، آن نور اشرقت، فأضاءت – چه را روشن کرد؟- فأضاءت السماوات والأرض ، همه آسمانها و زمین به نور او منور شد. وغشیت أبصار الملائكة ، چشمهای ملائکه همه از دیدن این نور درمانده شد، وخرت الملائكة لله ساجدین. تمام ملائکه به تابش نور صدیقه همه به سجده افتادند، وقالوا : إلهنا وسیدنا! ما لهذا النور؟ فأوحى الله إلیهم- شرح حدیث برای وقت دیگر ولی اهل نظر در این کلمات دقت کنند. فأوحى الله إلیهم: هذا نور من نوری ، خودش نور؛ از نور من ، هذا نور من نوری ، فأسكنته فی سمائی ، مسکن او را سماء خودم قرار دادم ، خلقته من عظمتی ، از عظمت خودم ...، العلی العظیم کیست؟ از آن عظمت فاطمه را خلق کردم . أخرجه ، او را بیرون می آورم. از کجا ؟ از صلب نبی من أنبیائی أفضلّه على جمیع الأنبیاء . صدف این گوهر باید صلب اشرف ولد آدم باشد .

ختم کلام هم این است. وأخرج من ذلك النور ، از همین نور که اسمش فاطمه است خارج می کنم أئمة یقومون بأمری یهدون إلى حقی واجعلهم خلفائی فی أرضى بعد انقضاء وحیى ... أخرج من ذلك النور أئمة.

مبدا این، منتها آن، وسط این.

یک عده عوام پیدا شدند، در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها این تشکیلات برای شهادت صدیقه زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به اعتقاد همه. عده ای از شما اساتید خارج هستید، عده ای استاد سطوح عالیه هستید، به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ به چه دلیل؟

امیرالمؤمنین کیست؟ امام الموحدین کیست؟ بیان او این است. مصیبت فاطمه در این حد است: والله... - این کلمه علی[علیه السلام] است اما توأم با این قسم - هذه والله مصیبة لا عزاء لها . یعنی چه؟ هذه والله مصیبة لا عزاء لها - هر کار بکنید خلأ این مصیبت را پر نمی کند - ورزیة لا خلف لها . همه این غوغا[عزاداری ها] ذره ای در مقابل این کلمه است. کجا حق او ادا شد؟

همچو کسی اولش این ، وسطش این. از حسن تا حجت بن الحسن ، همه میوه درخت وجود او ، آخرش هم: اول من یدخل الجنة باحسن صورة ، اما پهلو شکسته ، بازو ورم کرده. مصیبت این است.

ما زالت ... متن مصیبت این است : ما زالت بعد أبیها ... ما زالت بعد أبیها ، معصّبة الرأس، ناحلة الجسم. ناحلة الجسم یعنی چه؟ یعنی هر روز که می گذشت گوشت ها[ی بدنش] آب می شد ، تا رسید به آنجایی که صارت کالخیال. یک دختر نوجوان ... منهدّة الرّكن ، یعنی زانوها دیگر رمق راه رفتن نداشت. باكیة العین ، محترقة القلب . لااله الا الله .

شما فکر کنید . از رحلت پیغمبر تا رحلت زهرا چقدر است؟ از روزی که پیغمبر از دنیا رفته تا روزی که زهرا از دنیا رفته، یغشى علیها ساعة بعد ساعة ؛ یعنی هر ساعت غش می کرد.

گفت: یا علی! آن پیراهنی... آن پیراهنی که پدرم را در آن غسل دادی برای من بیاور ، رفت پیراهن را آورد تا گرفت بو کشید، یک مرتبه افتاد روی زمین، بعد که به خود آمد این دو تا شعر را گفت:

ماذا على من شم تربة أحمد

أن لا یشم مدى الزمان غوالیا

مصیبت این است:

صبت علیّ مصائب لو أنها

صبت على الأیام صرن لیالیا




برچسب ها :
آیت الله وحید خراسانی ,  حضرت زهرا , 
زیارت عالیه ی عاشورا، عالی ترین و والاترین جلوه ی اظهار تولّی و تبرّی در عمل است. بهترین کاری که می توان برای اظهار این دو فریضه انجام داد، خواندن زیارت عاشورا است. زیارت عاشورا حدیث قدسی است که در باب آن و در خصوص سند آن در جلسه ی دیگری مفصلاً بحث خواهم کرد. اما همین مقدار بگویم که در سند زیارت و در عبارات آن مخصوصاً فقرات مربوط به لعن دشمنان بنحوی که نقل شده، هیچ شک و شبهه ای راه ندارد.
در کتاب شریف مفاتیح الجنان اثر محدث بزرگوار، مرحوم حاج شیخ عباس قمی در حکایت مفصلی نقل است که برای مرحوم سید رشتی مشکلی پیدا شد. در پی حل آن به امام زمان (عج) متوسل شد. توفیق رفیق او شد و خدمت امام شرفیاب شد، درحالیکه حضرت را نمی شناخت. حضرت برای حل مشکلات او فرمودند: « صلاة اللیل، صلاة اللیل، صلاة اللیل » سه بار فرمودند که چرا نماز شب نمی خوانی؟ بعد حضرت فرمودند: « عاشورا، عاشورا، عاشورا » سه بار فرمودند که چرا زیارت عاشورا نمی خوانی؟ و سپس فرمودند: « جامعة، جامعة، جامعة » سه بار فرمودند که چرا زیارت جامعه کبیره نمی خوانی؟ این دستورالعمل امام زمان (ع) است که قطعاً به نتیجه می رسد



برچسب ها :
زیارت عاشورا , 
آثار صلوات بر پیغمبر
پنجشنبه 22 اسفند 1392 | محسن کاظمی

«اِنَّ اللهَ وَمَلائكَتَهُ یُصَلَّون عَلیَ النّبی یا اَیُّها الذّینَ امَنوُا صَّلوُا عَلَیْهِ وسَلِّموُا تَسْلیما.»

خداوند و فرشتگانش بر پیامبر   درود میفرستند، شما ای كسانی كه ایمان آورده‌اید بر او درود بفرستید و سلام گوئید و تسلیم فرمانش باشید.

از امام كاظم درباره معنای آیة فوق سؤال شد كه سلام و صلوات خداوند سبحان و فرشتگان ومؤمنین چیست؟ حضرت فرمودند:

«صَلاةُ اللهِ رَحْمَةٌ مِنَ اللهِ، وَصَلاةُ الملائكةِ تَزْكِیَةٌ مِنْهُمْ لَهُ، وَصَلاةُ المُؤمِنینَ دُعاءُ مِنْهُمُ لَهُ.»

صلوات از خداوند سبحان رحمت از جانب اوست، و صلوات ملائكه و فرشتگان ستایشی است از آنان نسبت به رسول خدا  و صلوات مؤمنان دعائی است از آنها برای پیامبر اكرم.

آثار صلوات:

1ـ خوشنودی خداوند سبحان

پیامبر اكرم  فرمودند:

«مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَلْقَی اللهَ غَداً راضِیاً فَلْیُكْثِرِ الصَّلاةَ عَلَیّ.»

هر كه خوشحال می شود كه فردای قیامت خداوند سبحان را دیدار كند در حالی كه از او راضی و خشنود باشد پس بسیار بر من صلوات و درود بفرستد.

2ـ استجابت دعا

مولای متقیان علی  فرمودند:

«كُّلُ دُعاءٍ مَحْجُوبٌ حتّی یُصَّلی عَلی النَّبّی r

هر دعائی محجوب است (مورد اجابت قرار نمی گیرد) تا آنكه بر پیامبر اكرم rصلوات فرستاده شود.

3ـ موجب برآورده شدن حاجات

پیامبر اسلام r فرمودند:

«مَنْ صَلّی عَلَی مُحَمَّدٍ و عَلی آلِ مُحَّمَدٍ مِئةَ مَرَّةٍ قَضی اللهُ تَعالی لَهُ مِئَةَ حاجَةٍ.»

هر كس یكصد بار بر محمد و آل محمدr صلوات و درود بفرستد خداوند سبحان یكصد حاجت او را برآورده سازد.

4ـ رفعت مقام نزد خداوند سبحان

پیامبر اكرم r فرمودند:

«مَنْ صَلّی عَلَیَّ صَلاةً واحِدَةً صَلَّی الله عَلَیْهِ عَشَرَ صَلَواتٍ، وحُطَّتْ عَنْهُ عَشَرَ خَطِیئاتٍ، وَ رُفِعَ لَهُ عَشَرُ دَرَجاتٍ.»

هر كس یك درود بر من (صلوات) فرستد خداوند سبحان ده درود بر وی می فرستد و ده گناه از او ریخته و ده درجه برای او بالا برده می شود.

5ـ نزدیكترین مردم به پیامبراكرمr در روز قیامت

پیامبر اكرم r فرمودند:

«اِنَّ اَوْلَی الناسِ بِی یَوْمَ القِیامَة اَكْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلاةً.

سزاوارترین (نزدیكترین) مردم در روز قیامت به من كسی است كه بیشتر بر من درود بفرستد.




برچسب ها :
صلوات , 

1.هدف نماز, ذکر و یاد خداوند متعال است; ذکری که مقدمهء فکر و فکری که مقدمهء عمل باشد.

.2نماز وسیلهء پاک کردن گناهان است , زیرا خواه ناخواه انسان را متوجه توبه و اصلاح اعمال و رفتار گذشته می کند.

.3نماز سد بزرگی است در برابر گناهان , چون روح ایمان را درانسان تقویت کرده و نهال تقوا را در دل پرورش می دهد. روی همین جهت شرح حال افراد گناهکاری را نزد پیامبرو اولیای گرامی اسلام بیان می کردند و آنان می فرمودند: نگران نباشید. نماز آن ها را اصلاح می کند و آرام آرام ایمانشان تقویت شده و گناه را رهامی کنند.

.4نماز غفلت زدا است , چون در ظرف پنج بار نماز خواندن در شبانه روز به انسان اخطار می کند و هدف آفرینش را به او گوشزد می کند و موقعیت او را در جهان به یادش می آورد,تا از خالق هستی غافل نشده و بداند ازکجا آمده و برای چه آمده و به کجا می رود .

.5برطرف کنندهء عجب و کبر (خودخواهی و خود برتربینی ) است; زیرا وقتی انسان روزی هفده رکعت نمازبخواند و در هر رکعتی دوباره پیشانی بر خاک گذاشته و اظهار تذلّل کند, این کار بهترین وسیله برای از میان برداشتن غرور و منیت است




برچسب ها :
نماز , 
حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: خداوند سبحان،
ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی‌ها و شقاوت‌ها قرار داد.
نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود.
زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود.
روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست.
و حجّ را برای استحکام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.


متن حدیث:

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله علیها: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ
.

ریاحین‌الشّریعة، جلد ۱،صفحه 312




برچسب ها :
حضرت زهرا ,  نماز , 

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: ان الله تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله ان جعل الامامة فی نسله (ذریته، و الشفاء فی تربته، و اجابة الدعاء تحت قبــة؛ )

خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین علیه السلام، امامت را در نسل او و شفا را در تربت او و اجابت دعا را در نزد قبر او قرار داد.
عکس زیر بی نظیرترین عکس زیر قبه ابا عبدالله الحسین است
.




برچسب ها :
امام حسین , 

مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای 

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

از خداوند متعال برایتان آرزوی سعادت و کمال می نمایم و عاجزانه از درگاهش می خواهیم که ما را از نمازگزاران حقیقی قرار دهد




برچسب ها :
رهبرانقلاب ,  نماز , 
آپلود عکس , آپلود رایگان

من گناه خیلی بزرگی مرتكب شدم كه فكر نمیكنم خدا ببخشد چه كار كنم؟
هیچ گناهی نیست الا اینكه در شرع مقدس اسلام برای آن توبه قرار داده شده است حتی شرك به خداوند متعال كه توبه آن عبارت از توحید و یكتا پرستی است منتهی توبه بایستی واقعی باشد كه در روایات اسلامی از آن به توبه نصوح یاد گردیده یعنی گنه‌كار، واقعا از كرده خود پشیمان بوده و دیگر سراغ گناه نرود و اگر گناهی كه مرتكب شده تبعاتی دارد مثل قضاء نماز و روزه فوت شده یا بدهی به مردم یا از بین بردن مال یا حق كسی باید جبران نماید و توجه داشته باشد كه شعبه‌ای از رحمت خداوند ، بخشش و مغفرت گناه است تا جایی كه گویا تازه متولد گشته، نامه عمل توبه كننده مثل روز اول پاك و سفید می‌شود و بایستی امیدوار به رحمت خداوند بوده و به اصلاح آینده خویش بپردازد و برای آخرت زاد و توشه تهیه نماید و بداند نا امیدی از رحمت خدا و این فكر كه خدا مرا نمی بخشد از گناهان كبیره است و در قرآن نكوهش شده تا مبادا كسی دچار یأس از رحمت خدا نشود. (استفتاء/10735)



برچسب ها :
آیت الله وحید خراسانی , 
... دلم به مستحبی خوش است که جواب آن واجب است...
السلام علیک یا حجة الله  السلام علیک یا بقیة الله

گوشه ابروی توست منزل جانم     

خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد

تا چه کند با رخ تو دود دل من

آینه دانی که تاب آه ندارد

شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت

چشم دریده ادب نگاه ندارد

دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری

جانب هیچ آشنا نگاه ندارد

رطل گرانم ده ای مرید خرابات

شادی شیخی که خانقاه ندارد

خون خور و خامش نشین که آن دل نازک

طاقت فریاد دادخواه ندارد

گو برو و آستین به خون جگر شوی

هر که در این آستانه راه ندارد

نی من تنها کشم تطاول زلفت

کیست که او داغ آن سیاه ندارد

حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب

کافر عشق ای صنم گناه ندارد

 حافظ




برچسب ها :
امام زمان , 

میرغلام (یکی از شاگردان برجسته مقدس اردبیلی) می گوید: در یکی از شب ها در صحن مقدس امیر المؤمنین علیه السلام بودم، مقدار زیادی از شب گذشته بود که ناگاه دیدم شخصی به طرف حرم حضرت علی علیه السلام می رود. وقتی نزدیک او رفتم. دیدم استاد بزرگ، مقدس اردبیلی است.

خود را از او پنهان کردم، مقدس به در حرم رسید. در بسته بود؛ ولی به محض رسیدن او، در باز شد و وارد حرم گردید، سپس در کنار قبر مطهر امام قرار گرفت. صدای مقدس را شنیدم، مثل این که آهسته با کسی حرف می زد. سپس از حرم بیرون آمد و در بسته شد.

به دنبال او رفتم، از شهر نجف خارج و به جانب کوفه رهسپار شد. من هم پشت سر او بودم و به طوری که مرا نمی دید. تا این که داخل مسجد کوفه شد و به سمت محرابی که امیر المؤمنین علیه السلام آن جا شهید شده بود رفت و مدتی آن جا توقف کرد، آن گاه از مسجد امیرالمؤمنین بیرون آمد و به سوی نجف حرکت کرد. من همچنان دنبال او بودم تا به دروازة نجف رسیدیم. در آن جا سرفه ام گرفت، چون صدای سرفة مرا شنید برگشت و نگاهی به من کرد و مرا شناخت.

گفت: اینجا چه می کنی؟

گفتم: از لحظه ای که شما وارد صحن مطهر شدید تا کنون همه جا با شما بوده ام. شما را به صاحب این قبر سوگند! آنچه در این شب بر شما گذشت برایم بیان فرمایید.

گفت: به شرط این که تا زنده ام به کسی نگویی، پس از اطمینان فرمود: بعضی اوقات مسائل علمی بر من مشکل می شود، پس به حضور آقا امیرالمؤمنین علیه السلام می رسم و پاسخ مشکلم را از مقام آن حضرت می شنوم.

امشب نیز برای حل مشکلی به حضور ایشان رفتم و از خداوند خواستم که مولا علی علیه السلام جواب پرسش هایم را بدهد. ناگاه صدایی از قبر شریف شنیدم که فرمود: به مسجد کوفه برو و از فرزندم قائم سؤال کن! زیرا او امام زمان تو است. من هم به مسجد کوفه آمدم و خدمت حضرت رسیدم و مسئله را پرسیدم و حضرت پاسخ داد و اکنون دارم به منزل خود می روم.




برچسب ها :
امام زمان ,  مقدس اردبیلی , 

من یک نکته‌ای را از یک ولیّ خدا بگویم. صبح که بلند می‌شد، عادتش این بود (چون عادت ابوالعرفاء، آیت‌الله العظمی ادیب هم همین بود) که اصلاً ناخودآگاه تا از خواب بلند می‌شد، اوّل می‌گفت: «السلام علیک یا بقیه اللّه».

می‌فرمود: صاحبخانه همه عالم، آقاست. آقا همه جا هست و می‌بیند. تو درب خانه را باز می‌کنی، سلام می‌کنی، صبح بلند می‌شوی، درب خانه امام زمان، یعنی عالم را داری باز می‌کنی، پس سلام بده.

شب با آقاجان حرف بزن، مناجات کن. بگو: آقاجان! چه کنیم؟ آقاجان! هم رحلت یا به یک تعبیری، به خاطر رنج ها، شهادت عمّه جانتان، حضرت فاطمه معصومه(س) است آقاجان! سر شما در این مصیبت‌ها، سلامت باد.

ما چه کنیم آقا؟! آن‌ها که خوب بودند، خوشا به سعادتشان! ما چه کنیم آدم بشویم؟ ما چه کنیم اهل خیر بشویم؟ یابن الحسن!

یک راه را می‌دانیم آقاجان! اصلاً این معلوم است، باید این مطلب باشد. آقاجان! یک راه این است: شما نگاه کنی، ما برگردیم، آدم بشویم.

یابن الحسن! آقاجان! بیان شده با خوبان عالم همنشینی کنید، درست؛ امّا آقا! اگر قلبم خراب باشد، می‌ترسم با خوبان عالم هم بنشینم، اثر نگیرم. آقا! قلب خرابم را چه کنم؟!

آقاجان! به ما یاد دادند، بزرگان به ما گفتند: درمان قلب خراب، نگاه حجّت است. می‌شود یک نگاه به این قلب من کنی؟ آقاجان! یک نگاه به این قلب خرابم می‌کنی؟!

به جان خودت قسم، تا نگاهم نکنی، درست نمی‌شوم. به جان خودت قسم در مجلس اخلاق می‌آیم، با بزرگانی مثل آیت‌الله العظمی بهجت  و آن اعاظم می‌نشینم امّا اثر نمی‌گذارد قربانت بروم. قلب خراب است و یک نگاه تو را می‌خواهد!

آقاجان! اگر نگاه نکنی، هلاک می‌شوم. یک عدّه هلاک می‌شوند و به گناه می‌افتند و از بین می‌روند. امّا یک عدّه هم با نگاه تو هلاک می‌شوند امّا آن هلاک، چه هلاکی و این هلاک، چه هلاکی؟! آقا! می‌شود یک نگاهی کنی، من هلاک تو بشوم یابن الحسن!

آقا! می‌ترسم، چه شده خوبان عالم دارند یک یک می‌روند؟! نکند یک خبری بشود، نکند عذابی بشود؟! آقاجان! این مابقی خوبانت را برای ما نگاه دار، تو یک نگاهی کن یابن الحسن. خودت هم امور را به این‌ها سپردی - آقاجان! من بیچاره چه کرده‌ام که مستحق نگاه تو، خوب خوبان نیستم؟!

چرا می‌گویم نگاهم نکردی؟ چون آقا اگر تو نگاهم کرده بودی که من دیگر سمت گناه نمی‌رفتم. اگر تو نگاهم کرده بودی که حالم تغییر می‌کرد. اگر تو نگاهم کرده بودی که وضعم درست می‌شد. یک نگاهی به من کن.

لذا عرض کردم و باز هم می‌گویم که هر شب دقایقی با آقاجان! حرف بزنید، هرشب بعد از به تعبیری مسواک زدن، دیگر که می‌خواهی بخوابی، موقعی که برق خاموش است، تنها شدی، عرض کردم اگر در حجره‌ای از هم‌حجره‌ای‌ات جدا شو؛ اگر در خوابگاهی از هم‌اتاقی‌ات جدا شو؛ در خانواده‌ای، از خانواده جدا شو؛ یک گوشه آرام، زانو در بغل بگیر و با آقاجان حرف بزن. در آن تاریکی با آقاجان، امام زمان، خلوت کن. سلام بده، «السلام علیک یا مولای یا بقیة الله» تو سلام می‌دهی، آقا جواب سلام را می‌دهد. آقا، آقای کریمی است.

امّا آقا! اگر به قلبم هم نگاه نمی‌کنی - نمی‌دانم چه بگویم و چون بلد نیستم، این‌طور حرف می‌زنم - نگاه نکن امّا یک کار کن آقای من! آقاجان! قلبم خراب است. می‌دانم شما کریمی و عنایت می‌کنی. آقا! اگر حالا قلب من را هم نگاه نمی‌کنی، یک کار کن آقاجان. آقاجان! من که می‌دانم وقتی می‌گویند جواب سلام واجب است، ولو سلام از من مذنب باشد، شما جواب می‌دهید. یک درخواست از شما دارم یابن الحسن! آقا پرده از گوشم کنار برود، این جواب سلام شما را بشنوم. اگر یک بار جواب سلام شما را بشنوم، چه می‌شود یابن الحسن؟! چه می‌شود قربانت بروم آقاجان من؟! حاضرم جان بدهم، جواب سلام را بشنوم. چقدر مزه می‌دهد.

این‌ها را اولیا بیان کردند این‌طور بگویید، می‌دانید چرا؟ چون معلوم است وقتی جواب سلام را بشنوی، وقتی در این گوش آوای ملکوتی رفت، تمام وجودمان تغییر می‌کند، حالمان عوض می‌شود، دیگر مدام دنبالش می‌گردیم، دیگر دیوانه‌اش هستیم، هی می‌گردیم: کجاست آقای من؟! از همه دل می‌کَنیم، به او دل می‌بندیم. به او عشق می‌ورزیم. آقاجان! می‌شود ما را عاشق خودت کنی یابن الحسن!

آپلود عکس , آپلود رایگان

آقاجان! به خودت قسم از این می‌ترسم که فردای قیامت جدای از تو باشم و جهنّم بروم! فقط یک بدی دارد، البته طاقت که ندارم و اگر بگویم طاقت دارم، دروغ گفتم. من طاقت عذاب دنیایش را ندارم. آقاجان من! امّا دردناک‌تر از همه این است که اهل جهنّم به من بگویند: یک عمر هی می‌گفتی یابن الحسن، چه شد؟! یک عمر صدایش می‌زدی، چه شد؟! اگر این را به من بگویند چطور جواب دارم آقاجان؟! یابن الحسن! یک عنایتی کن، دست من را بگیر، خجل نشوم، آبرویم پیش اهل جهنّم نرود. من را برای خودت بگیر، برای خودت انتخاب کن یابن الحسن!




برچسب ها :
آیت الله قرهی ,  امام زمان , 
حب به دنیا...
یکشنبه 18 اسفند 1392 | امیر حسین زمان

آیت الله قرهی:

بزرگان یک تعبیری را بیان می­فرمایند که بسیار عالی است، می­فرمایند: چه کنیم که خود را محک بزنیم تا ببینیم حبّ به دنیا داریم یا خیر.

چون عرض کردم اگر حبّ به دنیا به وجود آمد، عامل برای فساد می­شود و آن کسی که مبتلا به فساد شد، وجودش شرّ می­شود و نه تنها خودش را، بلکه عالم را، مبتلا به شرّ می­کند که این قطعی است. پس معلوم می‌شود که اسّ و اساس، حبّ به دنیا است، همان چیزی که نبی مکرّم هم فرمود: «حُبُّ الدُّنیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ»[3]، یعنی حبّ به دنیا رأس همه خطا‌هاست.


آپلود عکس , آپلود رایگان


اولیا فرمودند: اگر بخواهید بفهمید که بالجد حبّ به دنیا دارید یا خیر، ببینید اگر در همین لحظه ملک‌الموت بیاید و مرگ شما برسد، آماده رفتن و سفر هستید یا خیر؟

این محک و خود آزمایی است که انسان خودش را آزمایش کند. چون وقتی ملک‌الموت می­آید، طبق روایات شیطان ملعون هم از آن طرف می­آید و وسوسه می­کند، مثلاً می­گوید:ببین خدا نعوذبالله و نستجیربالله عادل نیست! ببین الان که بچّه­هایت دم بخت هستند، بعد از تو اوضاع خانواده­ات چه می­شود؟! زن و بچّه­ات در این دنیای وانفسا با این گرگان درنده چه می­کنند؟!

امّا اولیا خدا می­گویند: آن کسی که حبّ دنیا را از دلش بیرون کرده باشد، دیگر برایش بالسّویه است که الآن در دنیا باشد یا نباشد. آن‌وقت است که دنیایش هم دنیای حسنه می­شود؛ یعنی آرام و متین در دنیا هست، مثل دیگران می­خورد، می­آشامد، بر می­خیزد، ازدواج و همه مطالب را دارد امّا اگر هم بگویند: همین الآن باید بروی، آماده است

جدّی ما چقدر آماده‌ایم؟!!!

برای همین اولیا خدا نسخه دادند و گفتند: برای این که انسان مبتلای به شرّ نشود، فساد نکند و حبّ به دنیا که رأس همه خطاها هست، نداشته باشد؛ باید همیشه به سمت قبرستان برود.




برچسب ها :
حب دنیا ,  آیت الله قرهی , 
علی حبه جنه                    قسیم النار و الجنه..
وصی المصطفی حقا...        امام الانس و الجنه



آپلود عکس , آپلود رایگان

ذوالفقار تو دو دم دارد و عیسی یک دم

پس اولوالعزم ز شمشیر تو یک دم عقب است...




حافظ خبر نداشت که جهان وقف مرتضاست
از کیسه خلیفه سمرقند داده است     





انتقم یا منتقم
شنبه 17 اسفند 1392 | محسن کاظمی

غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم

ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم

سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز

فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد

پر از ستاره شود این فضای چشمانم

تمام عالم هستی، غریب در نظرم

فقط فراق تو شد آشنای چشمانم

دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه

نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم

نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد

سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم

به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک

کسی دگر نشنیده صدای چشمانم

قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من

به دل هوای بقیع و مدینه دارم من
قاسم نعمتی




برچسب ها :
امام زمان , 
عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. در واقع اگر عزادار امام حسین(ع) با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کرده و از گناهانش افسرده و ناراحت و پشیمان باشد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود.

در مجلس عزاداری امام حسین(ع) افراد مختلفی از اقشار مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ تفاوتی نمی‌کند که زاهد باشی یا بنده گناهکار، مهم این است که مجلس حسین(ع) دارالشفاست. مهم این است که روضه سید‌الشهدا انسان را از فرش به عرش رهنمون می‌کند. مهم این است که با خلوص دل وارد شوی. هستند افراد گناهکاری که به واسطه حضور در مراسم عزاداری سیدالشهدا و یا تحت تاثیر شخصیت وی متحول شده و در زمره مقربان وی قرار گرفته اند. در ادامه این مطلب نگاهی خواهیم داشت به بخشی کوچک از خیل عظیمی که فاصله میان تصمیم تا عمل را از میان برده و به حلقه یاران امام حسین(ع) پیوست.

 رانده‌ شدن از مجلس عزاداری امام حسین(ع)

یکی از مشهورترین عزاداران حسینی که به لطف حضرتش رهنمون و عاقبت‌به خیر شد «رسول ترک» است. عربده‌کشی که به واسطه حبّ ابی‌عبدالله(ع)، پروردگار عالم او را به مقام انسانیت رساند و به جایی ‌رسید که یک هفته قبل از مرگش، از زمان و محل آن آگاه شد!

رسول آدمی قلدر و لات و لاابالی بود، او مردی بود که به فسق و زورگویی شهرت داشت، او یکی از قلدرهای شروری بود که گاه با مأموران کلانتری‌های تهران نیز به طور جدی در می‌افتاد. اما رسول ترک با تمام این گمراهی‌هایی که داشت، یک صفت و خصلت نیکو و عجیبی نیز داشت. او دوست داشت در ماه‌های محرم در هر شکل و حالتی که هست در جلسه‌های سوگواری و روضه سرور آزادگان عالم، حضرت حسین بن علی(ع) شرکت کند. او نسبت به امام حسین(ع) بسیار مؤدب بود، پدر و مادرش ارادت و محبت به امام حسین(ع) را از سنین کودکی در جان و قلب رسول کاشته بودند.

یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد.

هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقا امام حسین(ع) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی(ع) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح روز بعد مسئول هیاتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود به درب منزل رسول رفت و بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند .

وی به رسول گفت شب گذشته در عالم خواب دیدم که در شبی تاریک در صحرای کربلا هستم. تصمیم گرفتم که به طرف خیمه های امام حسین(ع) بروم ولی متوجه شدم که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. او می گوید زمانی که می خواستم به آنجا نزدیکتر شوم سگ به من حمله کرد. وقتی خواستم خودم را از چنگال آن سگ رها کنم متوجه منظره ای عجیبی شدم. چهره آن سگ همان چهره تو بود. در واقع مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین(ع) را رسول ترک برعهده داشت.

این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. رسول یکباره اسیر زلف یار شده بود و از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین(ع) می شود به گونه ای که هر سخنی که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت.





برچسب ها :
امام حسین , 
مردی خدمت امام حسین(ع) آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن(تا مانع صدور گناه از من شود). امام(ع) فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش)؛ جاء رجل إلی الحسین(ع) وقال: أنا رجلٌ عاصٍ ولا أصبر عن المعصیة، فعِظْنى بموعظةٍ فقال(ع): «إفعل خمسة أشیاء واذْنب ما شئت».
1 ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه کن.
2 ـ از ولایت خدا خارج شو و هر چه خواستی گناه کن.
3 ـ جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن.
4 ـ آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن.
5 ـ وقتی مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن.

صلی الله علیک یا اباعبدالله



برچسب ها :
امام حسین , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |