تبلیغات
صحرای ماریّه - مطالب محسن کاظمی
درباره خادمین

محسن کاظمی
جز تقصیر هیچ ندارم و نگاهم تنها به دست ارباب و البته روزی خور خوان کریمان ...در اینجا حرف دل میزنم
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو
لوگوی دوستان
دانشنامه عاشورا
کاربردی
پخش زنده حرمساعت فلش مذهبیتاریخ روز
روزشمار محرم عاشورااوقات شرعیذکر روزهای هفته
ابر برچسب ها
منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • تعداد کل مطالب :

_ شیطان گفته که چند کار است که اگر می خواهی انجام دهی پس تمام تلاشت را بکن که این کار را انجام دهی ، چون من خودم مانع می شوم و نه اصحابم. یکی از آن کارها صدقه دادن است.طبق روایتی از امام باقر(ع) دستی که به جیب می رود برای بیرون آوردن صدقه هفتاد نفر از یاوران ابلیس بعد از شیطان دست طرف را می گیرند تا دست بیرون نیاید.

_انبیاء قصد می کنند که دین پیشرفت کند. اما شیطان در کارهایشان اخلال می کنند.شیطان یا قلدرها را علیه انبیاء تحریک می کنند یا در اذهان متدینین شبهه ایجاد میکند. پیامبری که حج را آورده است قصدش کمال انسان است. اما شیطان با شبهات در آرزوی پیامبر اخلال ایجاد می کند. شیطان تحریک کننده است.

_ قرآن شیطان را به عنوان موجودی پلید معرفی می کند. در آیه 11 سوره مبارکه انفال می فرماید که پلیدی شیطان را از شما برطرف کرد.

_ قرآن شیطان را موجودی خناس و بسیار پنهان کار معرفی می کند. وسوسه کار اصلی شیطان است.وسوسه القائات پنهانی است که در سوره مبارکه ناس این تعبیر آمده است. شیطان بازدارنده است. در سوره مبارکه عنکبوت آیه 38 می فرماید که شیطان اعمالشان را زینت می دهد و آنها را از راه خدا باز می دارد.

_ گاهی از وسوسه شیطان تعبیر به نذر می کنند. وسوسه ای را نذر می گویند که تو کاری را انجام می دهی و حرکت می کنی. در سوره مبارکه اعراف آیه 200 می فرماید که ای انسان اگر از سوی شیطان وسوسه ای آمد که باعث حرکت تو شد به خدا پناه ببر. این وسوسه تمام می شود. در سوره مبارکه اعراف آیه 201 می فرماید که زنانی که وسوسه چسبنده شیطان به سراغشان می آید با یاد خدا بینا می شوند.

_خصوصیت بعدی که قرآن برای شیطان بیان می کند این است که شیطان موجودی فتنه گر است.در سوره مبارکه اسراء آیه 52 می فرماید که بگو به بندگان که درست حرف بزنید و نیش دار و دو پهلو حرف نزنید که شیطان فتنه ایجاد می کند.




برچسب ها :
علوی تهرانی , 
حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی

دوتا مطلب از ناحیه مخالفین نسبت به فاطمیه مطرح می شود. عقیده آنها بر این است که فاطمیه یک امر شخصی است و یا یک اتفاقی است برای یک زن، مطرح کردنش منطقی به نظر نمی آید، آیا فاطمیه یک مسئله شخصی است یا نه؟

مسئله دومی را که مطرح می کنند این است که مطرح کردن اینطور بحث ها مخل وحدت است و وحدت را از بین می برد، البته ما برآنیم که وحدتی برقرار بشود و شما با بحث کردن اینطور چیزها مخل وحدت هستید. مقدمتا دو تا توضیح بدهم و بعد وارد بحث بشوم، تعریف فاطمیه چه چیزی است؟ فاطمیه به این معنا نیست که روز شهادت حضرت زهرا(س) است یا ماه دیگر که سومش شهادت است. فاطمیه از نظر تاریخی به حوادثی می گویند در تاریخ اسلام به وقایعی گفته می شود که بعد از رحلت رسول اکرم(ص) اتفاق افتاده است آن هم به محوریت حضرت زهرا(س) و تا پایان عمر ایشان طول کشیده است. این وقایع یا 75 روز است یا 95 روز، حوادثی که در تاریخ اسلام از 28 صفر اتفاق افتاده تا شهادت حضرت زهرا(س) با محوریت خود حضرت(س) را فاطمیه می گویند.

یکی از وقایع ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا(س) است که امروز یکی از تاریخ های شهادت است، سوم جمادی الثانی که در ماه بعدی اتفاق می افتد هم یک روز دیگری است. مستحضر باشید اختلاف ذات تاریخ است، تاریخی پیدا نمی کنید که یکی باشد، برای شهادت حضرت زهرا(س) 21 قول مطرح است و دوتای آن را ما برنامه می گیریم.

مسئله بعدی؛ اگر قرار است بین ما و آنها اتفاقی بیافتد یکی از آنها وحدت است. از نظر فنی وحدت محال است که رخ بدهد. فنی که می گویم یعنی فلسفی، این وحدت فقط یک زمان اتفاق می افتد،حالا اگر گفتید چه زمانی؟ " هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین " کل زمان امام عصر(عج) یک دین بیشتر وجود ندارد آن هم اسلام و یک مذهب بیشتر وجود ندارد ان هم مذهب حقه تشییع است. این وحدت آنجا اتفاق می افتد، اگر قرار است چیزی بشود آن اتحاد است. وحدت یعنی یکی شدن دو موجودی که تمام اختلافات و نظرات یکی و... که در یک مسئله طرح بشود ، یکی بشود. این اتفاق نمی افتد چون آنها می خواهند با عرض ارادت به رهبرانشان با ما هم کنار بیایند،اینکه امکان ندارد چون یکی از شاخصه های ما تبری از آنها است. بنابراین چیزی به نام وحدت اتفاق نمی افتد، آنچه که اتفاق می افتد اتحاد است! اتحاد اگر اینکه دو موجود هستند می مانند ولی وحدت دو موجود یک موجود می شود، ما همین اتحاد را انجام می دهیم. البته اول دعوتشان می کنیم به استبصار، بیایید معارف علی بن ابیطالب(ع) را ببینید معارف خودتان را هم ببینید. رهبر ما می فرماید: " سالونی قبل ان تفقدونی " و پایش هم می ایستد. از من هرچه می خواهید بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید، رهبر آنها هم می گوید: من یک آرزویی دارم ، آرزویم این است که در طول زندگی علفی باشم گوسفندی مرا بخورد و از هاضمه اش رد بشوم و دفع بشوم به صورت کذا، و علی (ع) می فرماید: نپرستیدم خدایی را که ندیدم. دوعیت وجود دارد اما می خواهیم اتحاد به دست بیاوریم باید اتحاد باشد چون اصل عقلایی و شرعی است، بنابراین که اتحاد عقلایی است محورش هم باید عقلایی باشد. ما باید بر یک چیزی اتحاد پیدا بکنیم که سه خصوصیت پیدا بکند: 1-اتحاد عمیق بشود 2- اتحاد مستحکم بشود 3- اتحاد ثبات داشته باشد، استواری دائمی داشته باشد. اگر بخواهد چنین اتفاقی رخ بدهد باید اتحاد بر محور حق باشد.




برچسب ها :
علوی تهرانی ,  حضرت زهرا , 
شیخ رجبعلی خیاط (ره)                                              

ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه »
را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند
و بارها این ذکررا به اطرافیان توصیه می کردند
تا از وسوسه شیطان در امان باشند،

می گفتند:
«چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!
پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:
یا خیر حبیب… ؛

یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه،
این ها دوست داشتنی نیستند ،
هر چه نپاید، دلبستگی نشاید …




برچسب ها :
نگاه نامحرم , 



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

چون ایام فاطمیه در پیش است وظیفه همه فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است. این بحث بهت انگیز است. هر مسلمانی وظیفه اش نسبت به فاطمیه و صدیقه کبری بسیار سنگین است . اگر وقت شد، یک روایت از منابع عامّه، یک روایت از مدارک خاصّه طرح می کنیم، تا هر مسلمانی به هر مذهبی، بفهمد نسبت به روز شهادت او چه وظیفه ای دارد.

علمای حدیث ، رجال عامّه این روایت را نقل کردند: قال رسول الله: أولُ من یدخل الجنة فاطمة. این جمله دریایی است. فقه این حدیث عقل را از هر فقیهی و حکیمی مبهوت می کند. این روایت منقول از آن حضرت است از آن طرق .

أولُ من یدخل الجنة فاطمة . فهم این حدیث توقف دارد بر درک عمق سوره واقعه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ، خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ، إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ،فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا .

روزی که آن روز هم خافض است، هم رافع؛ واقعه ای که خافضة رافعة؛ اما رفع إلی درجاتی که لا تدرک ولا توصف. اما خفض: إلی أسفل السافلین. إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا. این کوهها همه مثل ذره ی منبث در فضا بشود، همچو روزی، همچو واقعه ای.

بعد مطلب چیست؟ تمام مطلب در این جمله است: وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً : سه قسمت می شوند : أَصحاب المیمنة ،أَصحاب المشئمة، السابقون .

اما: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ. اگر بفهمیم مقام سابقین را، آن قرب و آن تقرب را، باز مراتب سبق، کمًا و کیفًا . تا برسد به اسبق السابقین. اسبق السابقین کیست؟ افضل الاولین و الاخرین خاتم الانبیاء و المرسلین، او می شود اسبق السابقین. بالضروره به حکم عقل ، کتاب ، سنت: وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا. بالضروره اول من یدخل الجنه خاتم النبیین است ولی آنچه محیّر العقول است این است که [پیامبر فرمود:] من بر براق وارد محشر می شوم و وارد جنت می شوم اما أمامی بنتی فاطمة، جلوتر از من دختر من . أمام إمام الاولین و الآخرین! این چه مقامی است ؟!

أول من یدخل الجنة فاطمة. اگر این فهمیده بشود تمام مسائل منحل است. خاتم [هست]، مقدم اوست . چه کرده که امام امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. تمام خلقت عالم به بعثت آدم تا عیسی بن مریم، به نتیجه رسید اما بدوّ صلاح به بعثت خاتم شد. به بعثت او غرض از خلقت، ثمر تشریع و دیانت محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین است، علت مبقیه سیدة نساء العالمین است. تمام ما حصل انبیا از آدم تا به خاتم به کی باقی ماند؟ منحصراً به وجود صدیقه کبری. اگر او نبود نه حلم حسنی بود، نه شجاعت حسینی بود، نه عبادت سجادی بود، نه مآثر باقری، نه آثار جعفری ، نه علوم کاظمی، نه حجج رضوی، نه جود تقوی، نه نقاوت نقویه و نه هیبت عسکریه و نه غیبت آن کسی که یملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا.

چه کرده او؟ خودش چه بود؟ اثر وجودش چه بود؟

إنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. نسل او در جهان باقی ماند به این ، دین او در امم برقرار شد به وجود این.

فاطمة بضعة منی .

ورود او به بهشت ورود پیغمبر است .

أول من یدخل الجنه فاطمة. اما به چه کیفیت؟! . مهم این است متن حدیث دقت ها دارد. اگر دنیای عامّه همین روایت را بفهمد کافی است. نص روایت این است: تحشر ابنتی فاطمة یوم القیامة وعلیها حلة الكرامة... وعلیها حلة - چه حلّه ای؟ حلة الکرامه- قد عجنت بماء الحیوان ، فینظر إلیها الخلائق . بهت انگیز این روایت است، آن هم از طرق عامّه: هم محدثین، هم اعلام رجال. فینظر إلیها الخلائق - خلائق جمع محلی به ال ، چشم تمام آفریده ها همه دوخته به هودج اوست- فینظر إلیها الخلائق فیتعجبون منها. آن روز غوغا که همه می گویند: وانفسا!، چه جور وارد محشر می شود که همه از خود بی خبر ، غرق در تعجب، از آن عظمت.

ثم تكسى حلة من حلل الجنة ، ... على ألف حلل ، مكتوب ... بخط أخضر : " أدخلوا ابنة محمد الجنة - اما چه جور؟ - علی أحسن صورة - غوغا این است - على أحسن صورة ، وأكمل هیئة ، وأتم كرامة ،وأوفر حظ . چهار افعل تفضیل است.

باید وارد بهشت شود اما چه جور؟ به احسن صورة. روز قیامت چه روزی است؟ وبرزوا لله الواحد القهار. برزوا ، مغزها از پوست در می آید، سیرت ها مصور می شود . احسن صورة یعنی چه؟ فکر کردید؟ قرآن بخوان تا بفهمی یعنی چه احسن صورة . تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ... ، خلقت برای این است؛ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ ، چرا؟ برای این که آزمایش بشوید تا محقق بشود احسن در عمل.

خلقت برای این است: احسن در عمل، احسن در علم. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ ... َبَشِّرْ عِبَادِ ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.

علماً باید بشود احسن ، عملاً باید بشود احسن . احسن علماً خُلقا عملاً روز قیامت محشور می شود به احسن صورة . صورت او نشان می دهد سیرت او را. زهرا این است. این افعل تفضیل اول است.

ادخلوا... ادخلو. داخل کنید فاطمه دختر او را در بهشت اما به احسن صورة، به اکمل هیئة ، دیگر شرح بقیه وقت نیست. این روایت از طرق عامّه.

هر مسلمانی باید بداند روز شهادت زهرا روز رحلت کیست؟ وظیفه خودش را بشناسد.

اما از طرق خاصه : صدوق در علل: این روایت عن ابی عبدالله. در مصباح الانوار عن ابی جعفر. هر دو امام، قال، قلت: لم سمیت فاطمة الزهراء زهراء ؟ سر تسمیه فاطمه زهرا به زهرا چیست؟ فقال: لأن الله عز وجل خلقها من نور عظمته . علت این که فاطمه زهرا نامیده شده چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرده. این مبدأ اوست آن منتهای اوست. مبدأ این، منتهی آن . اینجاست حیرة الکمل . مبدأ، خلق از نور عظمت الله ؛ منتهی: اول من یدخل الجنة .

فلما اشرقت ، بعد که خلق شد از نور عظمت، آن نور اشرقت، فأضاءت – چه را روشن کرد؟- فأضاءت السماوات والأرض ، همه آسمانها و زمین به نور او منور شد. وغشیت أبصار الملائكة ، چشمهای ملائکه همه از دیدن این نور درمانده شد، وخرت الملائكة لله ساجدین. تمام ملائکه به تابش نور صدیقه همه به سجده افتادند، وقالوا : إلهنا وسیدنا! ما لهذا النور؟ فأوحى الله إلیهم- شرح حدیث برای وقت دیگر ولی اهل نظر در این کلمات دقت کنند. فأوحى الله إلیهم: هذا نور من نوری ، خودش نور؛ از نور من ، هذا نور من نوری ، فأسكنته فی سمائی ، مسکن او را سماء خودم قرار دادم ، خلقته من عظمتی ، از عظمت خودم ...، العلی العظیم کیست؟ از آن عظمت فاطمه را خلق کردم . أخرجه ، او را بیرون می آورم. از کجا ؟ از صلب نبی من أنبیائی أفضلّه على جمیع الأنبیاء . صدف این گوهر باید صلب اشرف ولد آدم باشد .

ختم کلام هم این است. وأخرج من ذلك النور ، از همین نور که اسمش فاطمه است خارج می کنم أئمة یقومون بأمری یهدون إلى حقی واجعلهم خلفائی فی أرضى بعد انقضاء وحیى ... أخرج من ذلك النور أئمة.

مبدا این، منتها آن، وسط این.

یک عده عوام پیدا شدند، در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها این تشکیلات برای شهادت صدیقه زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به اعتقاد همه. عده ای از شما اساتید خارج هستید، عده ای استاد سطوح عالیه هستید، به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ به چه دلیل؟

امیرالمؤمنین کیست؟ امام الموحدین کیست؟ بیان او این است. مصیبت فاطمه در این حد است: والله... - این کلمه علی[علیه السلام] است اما توأم با این قسم - هذه والله مصیبة لا عزاء لها . یعنی چه؟ هذه والله مصیبة لا عزاء لها - هر کار بکنید خلأ این مصیبت را پر نمی کند - ورزیة لا خلف لها . همه این غوغا[عزاداری ها] ذره ای در مقابل این کلمه است. کجا حق او ادا شد؟

همچو کسی اولش این ، وسطش این. از حسن تا حجت بن الحسن ، همه میوه درخت وجود او ، آخرش هم: اول من یدخل الجنة باحسن صورة ، اما پهلو شکسته ، بازو ورم کرده. مصیبت این است.

ما زالت ... متن مصیبت این است : ما زالت بعد أبیها ... ما زالت بعد أبیها ، معصّبة الرأس، ناحلة الجسم. ناحلة الجسم یعنی چه؟ یعنی هر روز که می گذشت گوشت ها[ی بدنش] آب می شد ، تا رسید به آنجایی که صارت کالخیال. یک دختر نوجوان ... منهدّة الرّكن ، یعنی زانوها دیگر رمق راه رفتن نداشت. باكیة العین ، محترقة القلب . لااله الا الله .

شما فکر کنید . از رحلت پیغمبر تا رحلت زهرا چقدر است؟ از روزی که پیغمبر از دنیا رفته تا روزی که زهرا از دنیا رفته، یغشى علیها ساعة بعد ساعة ؛ یعنی هر ساعت غش می کرد.

گفت: یا علی! آن پیراهنی... آن پیراهنی که پدرم را در آن غسل دادی برای من بیاور ، رفت پیراهن را آورد تا گرفت بو کشید، یک مرتبه افتاد روی زمین، بعد که به خود آمد این دو تا شعر را گفت:

ماذا على من شم تربة أحمد

أن لا یشم مدى الزمان غوالیا

مصیبت این است:

صبت علیّ مصائب لو أنها

صبت على الأیام صرن لیالیا




برچسب ها :
آیت الله وحید خراسانی ,  حضرت زهرا , 
زیارت عالیه ی عاشورا، عالی ترین و والاترین جلوه ی اظهار تولّی و تبرّی در عمل است. بهترین کاری که می توان برای اظهار این دو فریضه انجام داد، خواندن زیارت عاشورا است. زیارت عاشورا حدیث قدسی است که در باب آن و در خصوص سند آن در جلسه ی دیگری مفصلاً بحث خواهم کرد. اما همین مقدار بگویم که در سند زیارت و در عبارات آن مخصوصاً فقرات مربوط به لعن دشمنان بنحوی که نقل شده، هیچ شک و شبهه ای راه ندارد.
در کتاب شریف مفاتیح الجنان اثر محدث بزرگوار، مرحوم حاج شیخ عباس قمی در حکایت مفصلی نقل است که برای مرحوم سید رشتی مشکلی پیدا شد. در پی حل آن به امام زمان (عج) متوسل شد. توفیق رفیق او شد و خدمت امام شرفیاب شد، درحالیکه حضرت را نمی شناخت. حضرت برای حل مشکلات او فرمودند: « صلاة اللیل، صلاة اللیل، صلاة اللیل » سه بار فرمودند که چرا نماز شب نمی خوانی؟ بعد حضرت فرمودند: « عاشورا، عاشورا، عاشورا » سه بار فرمودند که چرا زیارت عاشورا نمی خوانی؟ و سپس فرمودند: « جامعة، جامعة، جامعة » سه بار فرمودند که چرا زیارت جامعه کبیره نمی خوانی؟ این دستورالعمل امام زمان (ع) است که قطعاً به نتیجه می رسد



برچسب ها :
زیارت عاشورا , 
آثار صلوات بر پیغمبر
پنجشنبه 22 اسفند 1392 | محسن کاظمی

«اِنَّ اللهَ وَمَلائكَتَهُ یُصَلَّون عَلیَ النّبی یا اَیُّها الذّینَ امَنوُا صَّلوُا عَلَیْهِ وسَلِّموُا تَسْلیما.»

خداوند و فرشتگانش بر پیامبر   درود میفرستند، شما ای كسانی كه ایمان آورده‌اید بر او درود بفرستید و سلام گوئید و تسلیم فرمانش باشید.

از امام كاظم درباره معنای آیة فوق سؤال شد كه سلام و صلوات خداوند سبحان و فرشتگان ومؤمنین چیست؟ حضرت فرمودند:

«صَلاةُ اللهِ رَحْمَةٌ مِنَ اللهِ، وَصَلاةُ الملائكةِ تَزْكِیَةٌ مِنْهُمْ لَهُ، وَصَلاةُ المُؤمِنینَ دُعاءُ مِنْهُمُ لَهُ.»

صلوات از خداوند سبحان رحمت از جانب اوست، و صلوات ملائكه و فرشتگان ستایشی است از آنان نسبت به رسول خدا  و صلوات مؤمنان دعائی است از آنها برای پیامبر اكرم.

آثار صلوات:

1ـ خوشنودی خداوند سبحان

پیامبر اكرم  فرمودند:

«مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَلْقَی اللهَ غَداً راضِیاً فَلْیُكْثِرِ الصَّلاةَ عَلَیّ.»

هر كه خوشحال می شود كه فردای قیامت خداوند سبحان را دیدار كند در حالی كه از او راضی و خشنود باشد پس بسیار بر من صلوات و درود بفرستد.

2ـ استجابت دعا

مولای متقیان علی  فرمودند:

«كُّلُ دُعاءٍ مَحْجُوبٌ حتّی یُصَّلی عَلی النَّبّی r

هر دعائی محجوب است (مورد اجابت قرار نمی گیرد) تا آنكه بر پیامبر اكرم rصلوات فرستاده شود.

3ـ موجب برآورده شدن حاجات

پیامبر اسلام r فرمودند:

«مَنْ صَلّی عَلَی مُحَمَّدٍ و عَلی آلِ مُحَّمَدٍ مِئةَ مَرَّةٍ قَضی اللهُ تَعالی لَهُ مِئَةَ حاجَةٍ.»

هر كس یكصد بار بر محمد و آل محمدr صلوات و درود بفرستد خداوند سبحان یكصد حاجت او را برآورده سازد.

4ـ رفعت مقام نزد خداوند سبحان

پیامبر اكرم r فرمودند:

«مَنْ صَلّی عَلَیَّ صَلاةً واحِدَةً صَلَّی الله عَلَیْهِ عَشَرَ صَلَواتٍ، وحُطَّتْ عَنْهُ عَشَرَ خَطِیئاتٍ، وَ رُفِعَ لَهُ عَشَرُ دَرَجاتٍ.»

هر كس یك درود بر من (صلوات) فرستد خداوند سبحان ده درود بر وی می فرستد و ده گناه از او ریخته و ده درجه برای او بالا برده می شود.

5ـ نزدیكترین مردم به پیامبراكرمr در روز قیامت

پیامبر اكرم r فرمودند:

«اِنَّ اَوْلَی الناسِ بِی یَوْمَ القِیامَة اَكْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلاةً.

سزاوارترین (نزدیكترین) مردم در روز قیامت به من كسی است كه بیشتر بر من درود بفرستد.




برچسب ها :
صلوات , 

1.هدف نماز, ذکر و یاد خداوند متعال است; ذکری که مقدمهء فکر و فکری که مقدمهء عمل باشد.

.2نماز وسیلهء پاک کردن گناهان است , زیرا خواه ناخواه انسان را متوجه توبه و اصلاح اعمال و رفتار گذشته می کند.

.3نماز سد بزرگی است در برابر گناهان , چون روح ایمان را درانسان تقویت کرده و نهال تقوا را در دل پرورش می دهد. روی همین جهت شرح حال افراد گناهکاری را نزد پیامبرو اولیای گرامی اسلام بیان می کردند و آنان می فرمودند: نگران نباشید. نماز آن ها را اصلاح می کند و آرام آرام ایمانشان تقویت شده و گناه را رهامی کنند.

.4نماز غفلت زدا است , چون در ظرف پنج بار نماز خواندن در شبانه روز به انسان اخطار می کند و هدف آفرینش را به او گوشزد می کند و موقعیت او را در جهان به یادش می آورد,تا از خالق هستی غافل نشده و بداند ازکجا آمده و برای چه آمده و به کجا می رود .

.5برطرف کنندهء عجب و کبر (خودخواهی و خود برتربینی ) است; زیرا وقتی انسان روزی هفده رکعت نمازبخواند و در هر رکعتی دوباره پیشانی بر خاک گذاشته و اظهار تذلّل کند, این کار بهترین وسیله برای از میان برداشتن غرور و منیت است




برچسب ها :
نماز , 
حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: خداوند سبحان،
ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی‌ها و شقاوت‌ها قرار داد.
نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود.
زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود.
روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست.
و حجّ را برای استحکام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.


متن حدیث:

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله علیها: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ
.

ریاحین‌الشّریعة، جلد ۱،صفحه 312




برچسب ها :
حضرت زهرا ,  نماز , 

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: ان الله تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله ان جعل الامامة فی نسله (ذریته، و الشفاء فی تربته، و اجابة الدعاء تحت قبــة؛ )

خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین علیه السلام، امامت را در نسل او و شفا را در تربت او و اجابت دعا را در نزد قبر او قرار داد.
عکس زیر بی نظیرترین عکس زیر قبه ابا عبدالله الحسین است
.




برچسب ها :
امام حسین , 

مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای 

نماز آرام بخش ترین معجون هستی است که روان آدمیان را مشحون از صلابت و رضا می کند. نماز گواراترین شربت آسمانی است که هیچ مائده ای با آن برابری نمی کند. نماز سبزینه ی نیاز است و آبرو که در آن ذره ای از خلش و خفت وجود ندارد. و در یک کلام نماز تابش آفتاب جمال خدا بر کویر هیات انسانی است.

از خداوند متعال برایتان آرزوی سعادت و کمال می نمایم و عاجزانه از درگاهش می خواهیم که ما را از نمازگزاران حقیقی قرار دهد




برچسب ها :
رهبرانقلاب ,  نماز , 
انتقم یا منتقم
شنبه 17 اسفند 1392 | محسن کاظمی

غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم

ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم

سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز

فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد

پر از ستاره شود این فضای چشمانم

تمام عالم هستی، غریب در نظرم

فقط فراق تو شد آشنای چشمانم

دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه

نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم

نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد

سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم

به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک

کسی دگر نشنیده صدای چشمانم

قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من

به دل هوای بقیع و مدینه دارم من
قاسم نعمتی




برچسب ها :
امام زمان , 
عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. در واقع اگر عزادار امام حسین(ع) با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کرده و از گناهانش افسرده و ناراحت و پشیمان باشد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود.

در مجلس عزاداری امام حسین(ع) افراد مختلفی از اقشار مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ تفاوتی نمی‌کند که زاهد باشی یا بنده گناهکار، مهم این است که مجلس حسین(ع) دارالشفاست. مهم این است که روضه سید‌الشهدا انسان را از فرش به عرش رهنمون می‌کند. مهم این است که با خلوص دل وارد شوی. هستند افراد گناهکاری که به واسطه حضور در مراسم عزاداری سیدالشهدا و یا تحت تاثیر شخصیت وی متحول شده و در زمره مقربان وی قرار گرفته اند. در ادامه این مطلب نگاهی خواهیم داشت به بخشی کوچک از خیل عظیمی که فاصله میان تصمیم تا عمل را از میان برده و به حلقه یاران امام حسین(ع) پیوست.

 رانده‌ شدن از مجلس عزاداری امام حسین(ع)

یکی از مشهورترین عزاداران حسینی که به لطف حضرتش رهنمون و عاقبت‌به خیر شد «رسول ترک» است. عربده‌کشی که به واسطه حبّ ابی‌عبدالله(ع)، پروردگار عالم او را به مقام انسانیت رساند و به جایی ‌رسید که یک هفته قبل از مرگش، از زمان و محل آن آگاه شد!

رسول آدمی قلدر و لات و لاابالی بود، او مردی بود که به فسق و زورگویی شهرت داشت، او یکی از قلدرهای شروری بود که گاه با مأموران کلانتری‌های تهران نیز به طور جدی در می‌افتاد. اما رسول ترک با تمام این گمراهی‌هایی که داشت، یک صفت و خصلت نیکو و عجیبی نیز داشت. او دوست داشت در ماه‌های محرم در هر شکل و حالتی که هست در جلسه‌های سوگواری و روضه سرور آزادگان عالم، حضرت حسین بن علی(ع) شرکت کند. او نسبت به امام حسین(ع) بسیار مؤدب بود، پدر و مادرش ارادت و محبت به امام حسین(ع) را از سنین کودکی در جان و قلب رسول کاشته بودند.

یکی از شبهای دهه اول محرم بود و رسول ترک دهانش را از نجاستی که خورده بود با آب کشیدن به خیال خود پاک کرد چرا که باز می خواست به همان هیأتی برود که شبهای گذشته نیز در آن شرکت داشت. ولی این بار گویا فرق می کرد. پچ پچ مسئولان هیأت که با نیم نگاهی او را زیر نظر داشتند برایش ناخوشایند بود. بالاخره یکی از میان آنها برخواست و در مقابل رسول قد راست کرد و در برابر لبخند رسول، از او با لحنی تند خواست که ازمجلس بیرون رود. طبق عادت رسول می بایست دعوایی راه می افتاد اما او بدون هیچ شکایتی و با دلی شکسته آنجا را ترک کرد و رو به سوی خانه حرکت کرد.

هرچند رسول آدمی بسیار قلدر و شرور بود ولی اعتقادش به آقا امام حسین(ع) به اندازه ای بود که به او اجازه نمی داد تا از خادمان حسینی(ع) کینه و عقده ای به دل بگیرد و دعوا کند. آن شب نیز مثل شبهای دیگر گذشت. صبح روز بعد مسئول هیاتی که رسول دیگر حق نداشت به آنجا برود به درب منزل رسول رفت و بعد از کلی معذرت خواهی، از رسول خواست تا در شبهای آینده در جلسات آنها شرکت کند .

وی به رسول گفت شب گذشته در عالم خواب دیدم که در شبی تاریک در صحرای کربلا هستم. تصمیم گرفتم که به طرف خیمه های امام حسین(ع) بروم ولی متوجه شدم که سگی در حال پاسبانی از آنجاست و به هیچ کس اجازه نزدیک شدن به آن خیمه ها را نمی دهد. او می گوید زمانی که می خواستم به آنجا نزدیکتر شوم سگ به من حمله کرد. وقتی خواستم خودم را از چنگال آن سگ رها کنم متوجه منظره ای عجیبی شدم. چهره آن سگ همان چهره تو بود. در واقع مسئول پاسبانی از خیمه ها ی امام حسین(ع) را رسول ترک برعهده داشت.

این همان چیزی بود که در رسول انقلابی عظیم ایجاد کرد و به یکباره از رسول ترک، حربن یزید ریاحی دیگری ساخت. رسول یکباره اسیر زلف یار شده بود و از آن روز به بعد یکی از شیداترین و دلسوخته ترین دلداده ها و ارادتمندان به امام حسین(ع) می شود به گونه ای که هر سخنی که از او درباره آقا بیرون می آمد، هر شنونده ای را گریان و منقلب می ساخت.





برچسب ها :
امام حسین , 
مردی خدمت امام حسین(ع) آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن(تا مانع صدور گناه از من شود). امام(ع) فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش)؛ جاء رجل إلی الحسین(ع) وقال: أنا رجلٌ عاصٍ ولا أصبر عن المعصیة، فعِظْنى بموعظةٍ فقال(ع): «إفعل خمسة أشیاء واذْنب ما شئت».
1 ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواستی گناه کن.
2 ـ از ولایت خدا خارج شو و هر چه خواستی گناه کن.
3 ـ جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن.
4 ـ آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن.
5 ـ وقتی مأمور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن.

صلی الله علیک یا اباعبدالله



برچسب ها :
امام حسین , 
مردی به حضرت عرض کرد:ای فرزند رسول خدا مرا پندی دهید چرا که  من شخص گنه کارم و صبر بر گناه ندارم
حضرت فرمودند:پنج کار را انجام بده و هر گناهی که میخواهی مرتکب شو
اول:از روزی خداوند مخور و هر گناه  که خواهی بکن
دوم:از ولایت خداوند خارج شو و هر گناهی که میخواهی انجام ده
سوم:جایی برو که خداوند تو را نبیند سپس هر گناهی که خواهی بکن
چهارم:وقتی فرشته مرگ برای گرفتن جانت می آید او را از خود دور کن و به هر گناهی که میخواهی مشغول شو
پنجم:وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می برد داخل مشو و هر گناهی که خواهی به جا آور
صلی الله علیک یا اباعبدالله



برچسب ها :
امام حسین , 
به یمن مِهر تو شد از سراب، آب درست

بدون مِهر تو از آب شد سراب درست

 

نگاه کردن تو خلقت است تکویناً

نگاه کردی و شد ماه... آفتاب... درست

 

خدا به طرح تو پرداخت، شد امام درست

خدا به شرح تو پرداخت، شد کتاب درست

 

اگر قبول کنی من تراب نعلینم

مرا برای تو کرده ابوتراب درست

 

یکی برای حسین و یکی برای حسن

از این دو قطره فقط می شود شراب درست

 

بتول در عوض پیرهن برای حسین

برای صورت تو می کند نقاب درست

 

بقیع مظهر آبادی است پس عرش است

بهشت نیز شده از همین خراب، درست

×××

«عتاب یار پری چهره» را کشیدم من

اگر چه هم نشود کار با عتاب درست

علی اکبر لطیفیان




برچسب ها :
امام حسن , 
مرحوم علامه آقا سید عبدالعزیز طباطبائی یزدی نقل نمود که از استادم مرحوم آیت الله العظمی خوئی شنیدم که فرمود: « در ایام وفات استاد اخلاق آقا سید علی قاضی تبریزی تناثر نجوم رخ داد و این به جهت رفعت مقام آن مرحوم بود. مرحوم طباطبائی یزدی نقل کرد که ما گفتیم: این اصلاً محال است که ستاره ها به خاطر کسی ریزش کنند و سقوط نمایند ولی استادمان آقای خوئی تأکید نمود، شما انکار کنید من که خودم این واقعه شگفت انگیز را با چشمان خود دیدم و نمی توانم چیزی را که در پیش من یقینی است، انکار نمایم. »
در ادامه عکسهایی از مضجع نورانی ایشان در وادی السلام نجف اشرف








برچسب ها :
آیت الله قاضی اعلی الله مقامه , 
بشریت یكجا مرهون فاطمه‌ى زهرا (س)
فیوضات فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌ علیها)، به مجموعه‌ى كوچكى كه در مقابل مجموعه‌ى انسانیت، جمع محدودى به حساب مى‌آید، منحصر نمى‌شود. اگر با یك دید واقع‌بین و منطقى نگاه كنیم، بشریت یكجا مرهون فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) است - و این گزاف نیست؛ حقیقتى است - همچنان كه بشریت مرهون اسلام، مرهون قرآن، مرهون تعلیمات انبیا و پیامبر خاتم(صلّى‌اللَّه‌ علیه و آله‌ و سلّم) است. در همیشه‌ى تاریخ این‌طور بوده، امروز هم همین‌طور است و روزبه‌روز نور اسلام و معنویت فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌ علیها) آشكارتر خواهد شد و بشریت آن را لمس خواهد كرد.

برادران عزیز! آنچه ما وظیفه داریم، این است كه خود را شایسته‌ى انتساب به آن خاندان كنیم. البته منتسب بودن به خاندان رسالت و از جمله‌ى وابستگان آنها و معروفین به ولایت آنها بودن، دشوار است. در زیارت مى‌خوانیم كه ما معروفین به دوستى و محبت شما هستیم؛ این وظیفه‌ى مضاعفى را بر دوش ما مى‌گذارد

 




برچسب ها :
رهبر انقلاب , 

بر جان خانه کینه ای شعله ور افتاد

آنقدر زد آنقدر زد آخر در افتاد

ای کاش می چرخید از لولا در، اما

در وا نشد افتاد، روی مادر افتاد

می خواست تا در پیش نامحرم نیفتد

می خواست… اما هرچه کرد او آخر افتاد

با یاعلی پا شد ولی مولا زمین خورد

با یا رسول الله او پیغمبر افتاد

فهمیده بود این باغ بار شیشه دارد

آنقدر زد از شاخه سیب نوبر افتاد

یک آیه با میخ در و یک آیه با زهر

یک آیه هم در قتلگاه از کوثر افتاد

در گوشه ی گودال مادر بود وقتی

چشمان تیز خنجری بر حنجر افتاد

از آستین دست شقاوت تا در آمد

چشم طمع بر حلقه ی انگشتر افتاد

یک تیر با هجده هدف یعنی که زینب

یک سنگ خورد از نیزه ها هجده سر افتاد    
محسن عرب خالقی




برچسب ها :
شعر ایام فاطمیه , 

اعتقاد به وجود مبارک امام زمان(عج) و نیز عقیده به اینکه در پایان دوران زندگی بشری، مردی الهی قیام می‌کند و جهان را از ظلم پیراسته کرده و به عدل مطلق می‌آراید، تنها در شمار عقائد شیعیان نیست. به همین منظور در ادامه پای درس مهدویت آیت‌الله محمدعلی ناصری استاد اخلاق و مدیر حوزه علمیه حضرت ولی عصر(عج) درباره چگونگی مقابله امام زمان(عج)با سلاح‌های امروزی می‌نشینیم که این مبحث توسط مجید هادی‌زاده به رشته تحریر در آمده است.

*چگونگی مقابله حضرت با سلاح‌های امروزی

یکی از مسائلی که درباره عصر ظهر همواره مطرح می‌شده و امروزه با پیشرفت‌هایی که در تولید سلاح‌های مخرب و پرقدرت روز حاصل شده، بیشتر از پیش مطرح می‌شود؛ این است که ادعای شیعیان در طول تاریخ بر آن بوده است که حضرت ولی عصر(عج) در زمان ظهور، بر مسند حکمرانی تمام جهان تکیه می‌زنند.

حال می‌توان پرسید که: آن حضرت با وجود قدرت‌های امروز و سلاح‌های اتمی و بسیار قوی آنان، چگونه می‌توانند بر این مسند تکیه کنند؟ اصولاً اضمحلال قدرت‌های اتمی امروز- که به سلاح‌های مخرب‌تر از سلاح‌های اتمی نیز مجهز شده‌اند -، چگونه ممکن است؟ آیا آن حضرت(عج) می‌توانند با شمشیر بر سلاح‌های فوق پیشرفته امروزی غالب آیند؟

پاسخ ما به این پرسش آن است که همان گونه که وجود مبارک آن حضرت(عج) از مصادیق «غیب»است و ایمان به آن واجب و تنها طریق به دست آوردن معلومات مربوط به آن، وحی و سخنان معصومان است، هر آنچه به آن حضرت مربوط می‌شود نیز از همین‌ گونه است.

به عبارت دیگر، درباره مسائل غیبی و آنچه به غیب مربوط است، نمی‌توان به عقل و استنباط‌های آن اتکاء کرد. از این رو، مسائل مربوط به آن حضرت را نیز می‌باید از وحی و سخنان معصومان - که عدل وحی است- دریافت.

بر این اساس، اگرچه امروزه شماری از نیمه روشنفکران بر این باور رفته‌اند که آن حضرت نیز به سلاح‌های روز مجهز می‌شوند و با وسائل امروزی به جنگ قدرت‌های بزرگ می‌شتابند، اما به باور ما این چنین نیست. اینان، «شمشیر»- که به صراحت نام آن در روایات معصومان به عنوان سلاح آن حضرت به کار رفته است- را نمادی از «اسلحه» قلمداد می‌کنند، و بدین ترتیب قائل می‌شوند که آن حضرت نه با شمشیر واقعی که با شمشیر‌های روز به نهضت جهانی خود می‌پردازند؛ و شمشیر روز نیز سلاح‌های کشتار جمعی، هواپیماهای کارآمد و ناوگان‌های هواپیما‌بر امروزی است. بنابراین، حضرت نیز از نیروهای زمینی، هوایی و دریایی امروز جهان با همان سلاح‌های متعارف این نیروها استفاده می‌کنند.

به باور ما اگر چه سنت خداوند در جریان طبیعی امور بر آن بنا نهاده شده که هر امری را به وسیله اسباب و علل طبیعی آن به پیش برد؛ اما این قاعده تنها درباره امور طبیعی و غیرماورایی صادق است. به عبارت دیگر، اصل صادق «أَبَیَ اللّهُ أَنْ یُجْرِیَ الأُمُورَ اِلاّ بِأَسْبابِها»، تنها بر امور طبیعی صادق است و درباره امور غیرطبیعی جریان پیدا نمی‌کند. بنابراین، ما بر این باوریم که اگرچه این اصل، اصلی است صحیح و در صحت آن هیچ تردیدی نیست، اما حضرت ولی عصر(عج) در زمان ظهور، نه با سلاح‌هایی که امروزه متعارف است که با همان شمشیر و سلاح‌های دوره صدر اسلام به مبارزه و تشکیل حکومت خویش خواهند پرداخت.

توضیح این مطلب را، به چند نکته توجه می‌دهیم:

نکته اول: همانگونه که زین پیش اشاره کردیم، در امور خارق‌ عادت و ماوراء طبیعی، خداوند خود به اعمال اراده خویش می‌پردازد و آن چنان این گونه امور را هدایت می‌کند که به جریان طبیعی علل و اسباب، احتیاجی حاصل نمی‌شود.

نمونه این مسأله را در بسیاری از موارد تقابل حق و باطل می‌توان دید. در جریان افکندن حضرت ابراهیم (ع) در آتش، بدون آنکه علل و اسباب طبیعی در میان باشد آتش بر وجود مبارک حضرت ابراهیم خنک و گوارا شد؛ چه در آن دوران، جنگ میان نور و ظلمت به مرحله نهایی خود رسیده بود و اگر آن حضرت از آن آتش آسیبی می‌دید، تئوری نمرودیان بر نظریه ابراهیمیان پیشی می‌گرفت و خواه ناخواه مسیر هدایت مردمان مسدود می‌گشت. از این رو امر (نارُکُونِی بَرْداً وَ سَلاماً) صدور یافت، و آن آتش، آنچنان عزیزانه، حضرتش را در میان خود گرفت.

واقعه حضرت حجت(عج) نیز از همین سنخ است؛ چه حرکت آن حضرت، آخرین حرکت الهی در مسیر هدایت است و بدین ترتیب اراده خداوند بدون احتیاج به ظهور علل و اسباب طبیعی در آن به ایفای نقش می‌پردازد. از همین نمونه است ماجرای سلطنت جهانی حضرت سلیمان بن داوود(ع)؛ آیا پیش از ایشان حکومتی در جهان مستقر نبود؟ و آیا ایشان بر تمامی کره زمین مسلط نشد؟ آیا می‌توان پذیرفت که آن حضرت با لشکر‌کشی به شهرها و کشتار مردمان بی‌گناه به این حکومت دست یافتند؟.

در جریان انقلاب جهانی پیامبر اکرم(ص) نیز داستانی این چنین رخ داد. چه می‌دانیم که سلاح‌های مردم حجاز در مقابل سلاح‌های امپراطوری‌های رم و ایران، چندان ناچیز بود که اصلاً به عنوان اسلحه جنگی محسوب نمی‌شد. منجنیق‌های قلعه کوب، پیلان مست جنگی و لشکرهای زره‌پوش- که حتی اسبان آن لشکر‌ها نیز سراپا غرق در آن بودند- در دست امپراطوران روزگار بود، و مشتی شمشیر و نیزه- که گاه در بعضی از جنگ‌ها به وام گرفته می شد تا حداقل اسلحه جنگاوران تأمین شود- نیز، در دست یاران پیامبر اکرم(ص). رستم فرخ‌زاد فرمانده لشگر ایران در آن جنگ، تخت خود را در میان رود کارون برافراشته بود و سه هزار زن رامشگر به همراه آورده بود، چه جنگ با اعراب نو مسلمان را کاری کودکانه می‌پنداشت و بر این باور بود، که شمار فزون نیروهای او و نیز سلاح‌های پیشرفته آن روزگار- که به وفور در اختیار او بود- جنگ با این دشمنان را در ساعتی پایان خواهد بخشید؛ از این رو خود در مرحله نخست به میدان جنگ وارد نشد و از چند تن از سردارانش خواست که به میدان روند و این چند یاغی بادیه نشین را، کت بسته به محضرش آورند!. اما وعده الهی چنان بود که این لشکر عظیم با آن سلاح‌های مجهز، ناکام میدان باشد؛ و سرانجام امپراطوری‌های قدرتمند روزگار یکی پس از دیگری به دست مسلمین فتح و تسخیر شوند.

یکی از دوستان مورد اعتماد ما، نقل می‌کرد که شصت سال پیش از این، از مرحوم عارف نامبردار حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی- که سفری به تهران آمده بود- درباره کیفیت جنگ حضرت ولی عصر(عج) با اصحاب قدرت این روزگار سؤال کردم. ایشان در جواب فرمودند:برخیز و به همراه من بیرون بیا. آن دوست نقل می‌کرد که به همراه مرحوم شیخ از چند خیابان گذشتیم و به خیابان شمس‌العماره- که در آن زمان محل تردد اتوبوس‌های بین شهری و مکان سوار شدن و تخلیه مسافران و بارهای پایتخت بود-، وارد شدیم. در آن هنگام، هنگامه‌ای از تردد اتوبوس‌ها برپا بود و غوغای حرکت آن‌ها، خیابان را فرا گرفته بود. در این حال مرحوم شیخ به قسمتی از خیابان اشاره‌ای کرد و تمامی اتوبوس‌های آن قسمت از خیابان از حرکت باز ایستادند!.

آن دوست ما می‌گفت: من متعجب از سکون ماشین‌ها بودم و رانندگان متعجب از اینکه موتور‌ها روشن است اما هیچ حرکتی در آنها مشاهده نمی‌شود! چون چند لحظه گذشت، حضرت شیخ اشارتی کرد و اتوبوس‌ها به حالت نخستین بازگشت و حرکت در خیابان آغاز شد! بعد از آن شیخ فرمود: آقای عزیز! من از خادمان حضرت حجت(عج) نیز محسوب نمی‌شوم، ولی خداوند این قدرت را به من بخشیده است، حال آیا خادمان آن حضرت از چه قدرتی برخوردارند؛ و بدیهی است که از قدرت خود آن حضرت نمی‌توان سخنی گفت، چه آن قدرت در مخیله آدمی نیز نمی‌گنجد.

نکته دوم: یکی از القاب حضرت ولی عصر(عج) «مبدیء الآیات»-ظاهر‌کننده نشانه‌های عظمت الهی- است، چه آیات و نشانه‌های قدرت و عظمت الهی به دست آن حضرت ظاهر می‌شود؛ از این رو ایشان را «مبدی‌ءالآیات» خوانده‌اند.

یکی از علامت‌های عظمت الهی نیز، از کار افتادن سلاح‌های روز و بدون استفاده شدن آن‌ها در مقابل اراده آن حضرت است. آن حضرت، بدون آنکه به سلاح‌های کشتار جمعی امروز احتیاجی داشته باشند، با سلاح‌های مرسوم پیشینیان به مبارزه با معاندان می‌پردازند و بدیهی است که آنان نیز قدرت به کارگیری سلاح‌های خود را نخواهند داشت.

بر اساس روایتی که از حضرت امیر(ع) نقل شده است، ایشان فرموده‌اند: «در هنگام ظهور، ملائکه مقربین و منزلین و کروبیین به یاری آن حضرت می‌شتابند، حضرت جبرئیل از جلو، حضرت میکائیل از سمت راست و حضرت اسرافیل از سمت چپ و دیگر ملائکه الهی از پشت سر، در رکاب ایشان قرار می‌گیرند و به یاری آن حضرت می‌شتابند».

نکته سوم: سر این مطلبدر آن است که حضرت ولی عصر(عج) مظهر شماری از اسماء الهی همچون «العدل» و الحکیم» هستند و بدین ترتیب آنچه انجام می‌دهند بر اساس حکمت و عدل است. حال اگر بپذیریم که آن حضرت با سلاح‌های مرگ ‌آفرین امروزین-که با یک انفجار- جمع بسیاری از مردمان را به خاک هلاک می‌افکند- به بسط عدالت می‌پردازند، باید بپذیریم که آن حضرت شماری از بی‌گناهان را نیز نابود می‌کنند و این نمی‌تواند مفهومی به جز بی‌عدالتی داشته باشد. آیا جز این است که یک انفجار اتمی می‌تواند چند صد هزار نفر را در لحظه‌ای روانه دیار خاموشان سازد؟ و آیا آن حضرت(عج) نیز با همین گونه سلاح‌ها به مبارزه با مخالفان برمی‌خیزند؟ اگر چنین باشد پس چگونه آن حضرت می‌توانند مظهر عدالت و حکمت الهی باشند؟ حکمت الهی، مقتضی آن است که تنها معاندان و آنان که از پذیرش حق روی برمی گردانند، به مجازات رسند و عدل او نیز مقتضی آن است که جز از معاندان، دیگران از چنگال مرگ رهایی یابند؛ اما آیا سلاح‌های امروزی تفاوتی بین معاند و غیرمعاند می‌نهد؟، آیا زنان و کودکان نیز در چنین جنگ‌هایی دستخوش تعرض این گونه سلاح‌ها نمی‌شوند؟

در سلاح‌های فردیامر برعکس است.کسی که با شمشیر و دیگر سلاح‌های فردی به جنگ بر می‌خیزد در انتخاب دشمنی که به دست او روانه دیار نیستی می‌شود، حق انتخاب دارد و می‌تواند نیک را از بد بازشناسد و به گونه‌ای به جنگ بپردازد که نتوان او را ظالم و متعدی به مظلومان دانست.

بدین ترتیب، ما بر آن هستیم که آن حضرت نه با سلاح‌های کشتار جمعی امروزه که با سلاح‌های قابل کنترل پیشینیان به بسط عدالت در پهنه گیتی می‌پردازند.


برای گفت‌وگویی صمیمانه با علی حاج‌قربانعلی دولابی درباره حال و هوای هیئت و دستگاه امام حسین(ع) به محل کار وی در حوالی میدان شهدا، خیایان 17 شهریور، ساختمان نگین رفتیم. گفت‌وگو با وی هم سهل بود و هم دشوار؛ سهل از آن جهت که با نهایت ادب و متانت و تواضع و روحیه اخلاص به پرسش‌هایمان پاسخ داد و دشوار از آن جهت که تمایلی به انتشار اخبار و احوالش نداشت و ترجیح داد که برخی از سؤالات ما را به ایجاز پاسخ دهد و یا حتی پاسخی ندهد.


در تهران کمتر کسی را می‌توان یافت که با دستگاه و هیئت و روضه امام حسین(ع) نسبت و ارتباطی داشته باشد و هیئت «عشاق الحسین(ع)» و «حاج قربان» را نشناسد. مداحی که سالیان سال، اما کاملاً بی‌سر و صدا و بی‌ادعا در دستگاه امام حسین(ع) نوکری کرده است. مجلسش حال و هوا و بوی محافل بزرگان این عرصه را دارد که بسیاری‌شان اکنون سر به سینه خاک نهاده‌اند و نامشان به برکت گره خوردن با نام حسین بن علی(ع) جاودانه مانده است. هم نوحه و روضه‌اش زبانزد است و هم منبر علم و معرفتش. از خصوصیات برجسته‌اش در میان ذاکران خواندن روضه‌های مستند و عالمانه است و مداحان و ذاکران همه می‌دانند که در هیئت عشاق باید محتاط بخوانند و هر کلامی و هر سبکی را در آنجا به کار نبرند.

گرچه روضه مکشوف نمی‌خواند، اما باز روضه‌هایش جانسوز و دلچسب است و چندان «شور و شعور» و «حماسه و معرفت» را در خود جمع کرده که بسیاری از هیئت‌های نام‌آشنا (از جمله بیت‌الرقیه(س) و...) از او برای منبرشان استفاده می‌کنند. جای تعجب نیست، حق هم دارند؛ چون هم تحصیلات دانشگاهی دارد و هم مدرس حوزه آیت‌الله مجتهدی از مدارس علمیه مشهور تهران است. مدرک فقه و حقوق خود را از دانشگاه شهید بهشتی گرفته و به عنوان کارشناس ارشد این رشته از طریق دفترخانه اسناد رسمی‌ای که مسئولیت‌اش را بر عهده دارد، ارتزاق می‌کند.

مشوق اصلی‌اش در ورود به دستگاه امام حسین(ع) نوه میرزا ابوالقاسم عطار از مردان بزرگ تهران بوده است. در عرصه ذاکری و مدیحه و روضه استاد خاصی نداشته، اما تأکید می‌کند که «همه‌جوره تا آنجا که برایش ممکن بوده از حاج منصور ارضی استفاده کرده و او دورادور و غیرمستقیم و حتی مستقیم نقش استادی به گردنش دارد». می‌گوید: مجلس روضه سیدالشهدا(ع) مجلس عبادت، سیر و سلوک و رسیدن است و آداب، احکام و حدودهایی دارد که مادحین باید بر آنها تسلط داشته و با آن آشنا باشند.

معتقد است جلسات باید حتماً یک «آخوند هیئتی» داشته باشد که خودش در متن باشد و خودش سینه‌زن و هیئتی باشد که خودش راه را رفته باشد، حدود را بشناسد و از جنس خود بچه‌های هیئت باشد. اهالی جلسه او را از جنس خودشان بدانند در سینه‌زنی‌ها حضور داشته باشد. با بقیه در عزاداری شرکت کند. اگر چنین شخصی بالای جلسه باشد خیلی از معضلات که دامنگیر جلسات شده حل می‌شود. همین‌قدر که یک قدم از بقیه جلوتر باشد، کافی است. لازم نیست آن آخوند و طلبه‌ای که مقداری از راه را رفته لازم نیست در حد اجتهاد باشد و متأسفانه الان چنین موردی نداریم.

حاج علی قربانی در این گفت‌وگو از بیوگرافی و چگونگی ورود به دستگاه امام حسین(ع) گفت و از نسبت «شور و شعور» و «ذاکر و واعظ» در این دستگاه؛ از روضه‌های دلچسب و دشواری که خوانده است گفت تا تأثیر نفس پاک و بااخلاص در جاودانه شدن و جاودانه ماندن آثار حسینی؛ از جایگاه و مقام روضه ابی‌عبدالله(ع) تا آسیب‌شناسی برخی تحریفات راه یافته در نقل وقایع عاشورا، از سبک‌های قدیم و جدید تا اصل یا فرع بودن شعر در مداحی، از ارتباط هیئت امام حسین(ع) گفت و سیاست و تأکید کرد جدا کردن مسیر انقلاب و شهدا از مسیر امام حسین(ع) کم‌لطفی‌ یا بی‌معرفتی است و چیز دیگری نیست.

یکی از بخش‌های جالب و خواندنی این گفت‌وگو مربوط به آنجایی می‌شد که از رسم چند سال اخیر او در دوسه روز آخر دهه نخست محرم پرسیدیم؛ اینکه چرا چند سالی است از شب هفتم یا هشتم محرم به بعد هیئت عشاق را به دوستان می‌سپرد و به کربلا می‌رود؟ بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو به شرح ذیل منتشر می‌شود:

*تسنیم: گفته می‌شود که نوحه‌خوانان و روضه‌خوانان در تحریفات عاشورا (دست‌کم در حد نقل وقایع) مؤثر بوده‌اند و برخی از آنان برای آنکه مجلس را گرم‌تر کرده اشک بیشتری از مردم بگیرند، به مطالبی در نقل وقایع دست‌ می‌برده‌اند. به‌نظر شما برای حل این مشکل و مستند کردن روضه‌ها چه باید کرد؟ و آیا امکان دارد منبع و مرجع مستند واحدی در اختیار همه روضه‌خوانان قرار گیرد؟

بحث تحریفات یک بحث تاریخی است؛ برای نمونه همین کتاب «اسرار الشهادة» که روی همین میز مشاهده می‌کنید، این همان کتابی است که شهید مطهری بسیاری از مطالب آن را قبول ندارد و می‌گوید بسیاری از حرف‌هایش من‌درآوردی است، اما خیلی‌ها آن را روی چشمشان می‌گذارند. بنابراین در مورد این موضوع هم بحث مداح مطرح است، هم بحث محققان. در عین حال یک بحث بسیار پیچیده است و اینکه بخواهیم بگوییم فلان کتاب درست یا نادرست نوشته، یک بحث تخصصی تاریخی است.

توصیه آیت‌الله جاودان به حاج قربان درباره یک روضه

به یاد دارم که یکبار در دانشگاه تهران می‌خواستم روضه بخوانم که شنیدم آیت‌الله جاودان هم حضور دارند. کوشیدم روضه‌ام را به نوعی علمایی بخوانم تا کسی اعتراضی نداشته باشد. در روضه‌ام این تعبیر را به کار بردم که در بسیاری از کتاب‌های روضه هست که حضرت امام حسین(ع) وقتی می‌خواستند به میدان بروند یکی از وصیت‌هایشان این بود که به حضرت زینب(س) فرمودند «لاتنسینی فی صلاة اللیل؛ خواهرجان! مرا در نماز شب فراموش نکن». بعد از روضه، آیت‌الله جاودان گفت چنین چیزی نداریم. گفتم توی کتاب داریم که عبارت عربی آن هم موجود است، اما ایشان قائل به این بود که خیلی از مطالبی در این کتاب‌ها هست، همه‌اش درست نیست. در حالی که مداح اگر خیلی محقق باشد، سعی می‌کند به کتاب یا کتاب‌ها رجوع کند. ایشان قائل بود که خیلی از مطالبی که اکنون در کتاب‌های مقتل است از قرن 13 وارد کتاب‌ها شده است. منِ مداح آن قدری تخصص ندارم که بدانم مطلبی وارد شده است یا خیر. اگر خیلی آدم محققی باشم و بخواهم حرفهایم اشتباه نباشد نهایتا به کتاب مراجعه می‌کنم. حتی همین «لهوف» را برخی از محققان می‌گویند که سیدبن‌طاووس در زمان جوانی‌اش نوشته و قابل اعتنا نیست.

«استحسان» در روضه اشکالی ندارد

بنابراین این مورد یک بحث تاریخی تخصصی پیچیده دارد که محققان باید روی آن کار کنند تا مقتل منقح، دقیق و تحقیق شده‌ای دست آقایان برود که من خودم بعید می‌دانم چنین اتفاقی به طور کامل امکان‌پذیر باشد. هر چیزی را نباید در قالب تحریف برد. از طرفی دیگر بحث مداحان هم همین‌طور است که برخی حرف‌هایی می‌زنند که واقعاً روضه‌سازی است. البته بحث «استحسان» را هم داریم که اشکالی ندارد. مثلاً در روایات آمده که در ایامی که تازه آیات حجاب آمده بود، یک روز پیغمبر(ص) با اصحاب نشسته بود و در همان موقع دیدند زنی بی‌حجاب با حالت مضطر وارد شد. او فرزندش را گم کرده بود. اصحاب در صدد برآمدند که به او اعتراض کنند. پیغمبر(ص) گفت بر این مادر که فرزندش را گم کرده، حرجی نیست. حال اگر چنین روایتی باشد، اشکالی ندارد که مداحان از آن در روضه حضرت رقیه(س) استفاده کنند. این استحسان و نوآوری است.

*تسنیم: حالا که بحث از روضه پیش آمد، اجازه بدهید یک سؤال شخصی بپرسیم؛ کدام روضه از همه برای شما دلچسب‌تر است؟

روضه‌ها همه دلچسب‌اند، اما به شخصه روضه حضرت علی‌‌اصغر(ع) را خیلی دوست دارم.

*تسنیم: و سخت‌ترین و دشوارترین روضه؟

گودی قتلگاه

*تسنیم: چند کلامی درباره مقام و جایگاه روضه بفرمائید. با آنکه علما و مراجع بزرگ همواره به روضه‌خوانی افتخار می‌کرده‌اند و آن را عامل احیای اسلام معرفی می‌کرده‌اند، متأسفانه در افواه مردم چنین جا افتاده که اگر در محفل یا مجلسی فرد سطحی یا کم‌سوادی ببینند می‎گویند او «روضه‌خوانی» بیش نیست! منشأ این نگاه توأم با تخفیف چیست؟

اگر جایگاه روضه، مجلس روضه و توسل و اشک برای امام حسین(ع) برای افراد روشن باشد و به روایات در این زمینه مراجعه کرده باشند، هیچگاه چنین تعبیری درباره روضه به کار نمی‌برند. نقل می‌کنند از آشیخ جوادآقای تبریزی (خودم از فرزند ایشان شنیدم) که در کلاس درس خارج ایشان شاگردان مبرزی حضور داشته‌اند. روزی در یکی از این جلسات که مشغول بحث درس خارج بودند، شخصی پای منبر ایشان اشکال می‌گیرد و ایشان جواب می‌دهد، چند بار این ماجرا تکرار می‌شود. شاگرد وقتی می‌بیند ایشان حرفش را قبول نمی‌کند، می‌گوید مگر اینجا مجلس روضه است؟! گفته‌اند که ایشان درس را قطع می‌کند و می‌گوید: من می‌خواستم روضه‌خوان شوم و این شدم و به گریه می‌افتد و مجلس درس عوض می‌شود.

یا شنیده‌ایم که آیت‌الله بهجت(ره) حاج‌اصغرآقای زنجانی را به عنوان مداح اهل بیت(ع) مورد تفقد خاص قرار دادند. یکی از تعابیری که در مورد امام حسین(ع) گفته شده آن است که «السلام علیک یا داعی الی الله؛ سلام بر تو ای دعوت کننده به سوی خدا». مداح امام حسین(ع) جای پای امام حسین(ع) گذاشته و همین دعوت را انجام می‌دهد و این کار سبکی نیست که البته این وقتی میسر می شود که فرد واقعاً مداح باشد و دعوت به حق کند، نه دعوت به خود.

*تسنیم: یکی از نکات مهم در مجالس مداحی و روضه اهل‌بیت(ع) رعایت مرزهای تقریب مذاهب است؛ با توجه به وضعیت حساس جهان اسلام در دوره کنونی و ضرورت حفظ وحدت در مقابل دنیای استکبار حدود برائت از دشمنان اهل‌بیت(ع) باید چگونه باشد که به مسئله تقریب مذاهب آسیب نزند؟

ما رسما مجلس عیدالزهرا(س) نداریم، همه مناسبت‌ها را داریم، اما این مناسبت را تعطیل هستیم. الان کل دنیا می‌خواهد نظام شیعه را نابود کند و تاثیر اعمال ما در داخل و خارج مرزها نمود دارد و بارها شنیده‌ایم که به خاطر این داستان شیعیان را از خراسان و سیستان گرفته تا پاراچنار و کویته سر بریده‌اند.

مرزهای تقریب و تولی و تبری

حرف، همان فرمایش رهبری است که در پیامشان به کنگره عظیم حج امسال، صراحتاً هر اقدامی را که منجر به اختلاف شود را حرام تعبیر کردند. این نشان می‌دهد چقدر قضیه حساس است و باید بگذاریم به عهده آنان که جایگاه حساسی دارند و اطلاعات لازم را دارند و وجوه مختلف را درک می‌کنند. ما در حد محله و شهر و هیئت خود کارهایی می‌کنیم که فکر می‌کنیم که شاهکار می‌کنیم، اما در واقع اثرات و بازخوردهای مخرب دارد. اما در عین حال تبری جزء واجبات دین ما است. اگر اهمیت‌اش از تولی بیشتر نباشد کمتر هم نیست.

*تسنیم: سؤال بعدی درباره نسبت هیئت و دستگاه امام حسین(ع) با سیاست است؛ برخی از نوحه‌خوانان و ذاکران به بهانه دوری از سیاست و اهل آن، از خواندن اشعاری درباره انقلاب، شهدا و دفاع مقدس پرهیز می‌کنند و ادعایشان این است که دستگاه اهل بیت(ع) ربطی با سیاست ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

جدا دانستن مسیر امام و شهدا از نهضت حسینی، بی‌معرفتی است

جایگاه امام و شهدا برای چنین فردی شاید روشن نشده باشد. ما معتقد هستیم که مسیر اینها غیر از مسیر امام حسین(ع) نیست؛ این یعنی من برای امام حسین(ع) نمی‌خوانم. اگر این مملکت طلایه‌دار تشیع شده است و همه دارند به ما نگاه می‌کنند به خاطر زحمات امام خمینی(ره) و شهدا است. هنوز هم سرپا بودن مملکت و برافراشته بودن پرچم ما نتیجه تاییدات خون شهدا است. این کم‌لطفی‌ یا بی‌معرفتی است و چیز دیگری نیست. مادر شهیدی که فرزندش را بدرقه می‌کند و می‌گوید «برو برای امام حسین(ع)» معنایی جز این نداشت که این خط، همان خط امام حسین است.

بنابراین کسانی که این دو مسیر را از هم جدا می‌کنند یا ناشی از بی‌معرفتی است و یا ناشی از این است که هنوز آن توفیق را پیدا نکرده که بفهمد این مسیر همان مسیر اباعبدالله(ع) است. کسی منکر کم و کسری‌های موجود نیست، اما در عین حال خط کلی و اصلی نظام همان است و ما امروز وظیفه‌ای جز این نداریم، که پرچم را به دست صاحب اصلی‌اش برسانیم.

*تسنیم: معمولا هیئت‌های عزاداری در دهه نخست محرم هرچه به شب‌های آخر و روز عاشورا نزدیک‌تر ‌شود، گرم‌تر و شورانگیزتر می‌شود و اجتماع عزاداران و سوگواری آنان به لحاظ کمی و کیفی اوج می‌گیرد. چند سالی است که حضرتعالی از شب‌های هفتم یا هشتم به بعد هیئت را به دوستان می‌سپارید و به کربلا می‌روید، با آنکه به نظر می‌رسد هیئت در این روزها نیاز بیشتری به شما داشته باشد. علت این حرکت چیست؟

روز عاشورا همه‌جا جز کربلا بازی است

(با خنده) عاشورای کربلا چیز دیگری است. شما اگر عاشورای کربلا را ببینید، آن وقت من راحت‌تر جواب شما را می‌دهم؛ دیگر نمی‌توانید تهران بمانید. من اکثر مناسبت‌ها را کمابیش در کربلا بوده‌ام؛ عرفه، شب‌های قدر، اربعین،... . این یک احساس کاملا شخصی است و به نظر من روز عاشورا همه‌جا جز کربلا بازی است و اگر کسی می‌خواهد عزاداری حقیقی ببیند باید به کربلا برود. البته مرادم به هیچ وجه سبک عزاداری و قمه‌زنی و... نیست، من خودم مخالف این رویه هستم و به خاطر فرمایش رهبر انقلاب تاکنون هم چنین کاری نکرده‌ام و نمی‌کنم. آنجا از اول صبح جو به گونه‌ای می‌شود که مرد می‌خواهد که در آنجا باشد و طاقت بیاورد. مرادم فضای کلی کربلا است که انگار عوض می‌شود، آدم یک جور دیگری می‌شود و همه متوجه می‌شوند که فضا عوض می‌شود که من دوست دارم در آن فضا باشم.

*تسنیم: به عنوان حسن ختام این گفت‌وگو لطفا درباره یکی از تعابیر مرتبط با واقعه عاشورا و شخصیت امام حسین(ع) که در ادعیه یا کلمات نورانی حضرات معصومین آمده، صحبت بفرمایید و تفسیر خود را از یکی از تعابیر نورانی‎ای مانند «وتر الموتور»، «قتیل العبرات» یا تعابیر دیگر ارائه بفرمائید.

زیارت عاشورا سرّ و سرود شیعه است

درمورد حضرت اباعبدالله(ع) تعابیری در زیارت‌نامه‌ها و روایات داریم که استثنایی است و برای اهل بیت(ع) چنین تعبیری نداریم. یکی‌ از این تعابیر در زیارت عاشورا است. این زیارت به عنوان حدیث قدسی از ناحیه خود خدا انشاء شده و جزء اسرار شیعه است که متاسفانه به عنوان شروع در جلسات از آن استفاده می‌شود. مثلاً کسی که نمی‌تواند روضه بخواند و تازه می‌خواهد جذب خوانندگی شود، قرائت زیارت عاشورای جلسه را به او محول می‌کنند. در صورتی که زیارت عاشورا سرّ و سرود شیعه است و در قدیم این گونه نبوده که زیارت عاشورا به صورت علنی دست همه باشد و دم دستی شده باشد. متأسفانه زیارت عاشورا در جلسات ما جایگاه حقیقی و شایسته خود را ندارد و تنها مقدمه‌ای برای جمع شدن افراد است.

چرا امام حسین(ع) «وتر الموتور» است؟

من می‌خواهم کمی درباره تعبیر «وتر الموتور» از تعابیر زیارت عاشورا بگویم: این تعبیر را اگر بخواهیم به تعبیر خودمانی بگوییم می‌شود گفت «امام حسین(ع) یکی یک‌دانه خدا است»، از هر حیثی که شما در نظر بگیری. ویژگی‌هایی که فقط امام حسین(ع) دارد و بقیه اهل بیت(ع) ندارند. یکی از این ویژگی‌ها حسب و نسب ایشان است؛ در کل نظام خلقت از اول تا آخر کسی را نداریم که از جهت حسب و نسب و طهارت مولد مثل امام حسین(ع) باشد. هیچ‌کدام از اهل بیت(ع) هم این‌طور نیستند؛ پیغمبر(ص)، حضرت امیر(ص)، حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع) و دیگر اهل بیت(ع) هیچکدام مثل امام حسین(ع) نیستند.

پدر و مادر پیامبر(ص) اگرچه محترمند، اما معصوم نیستند، حضرت امیر(ع) هم همینطور، حضرت زهرا پدرشان معصوم بوده، اما مادرشان معصوم نیست. امام حسن مجتبی والدین‌شان معصوم هستند، اما سلسه امامت و ولایت از طریق امام حسین(ع) انتقال پیدا کرده‌است و بچه‌های امام حسین(ع) همه امام هستند و تا حضرت حجت(عج) همه فرزندان ایشان هستند، اما در امام حسن این طوری نیست؛ لذا احدی مثل امام حسین(ع) از جهت حسب و نسب و طهارت مولد نیست. این تعبیری که می‌گویم تعبیری است که حضرت ثامن الحجج(ع) به ریان بن شبیب طی روایت مفصلی که بخشی از آن در روضه‌ها معروف شده، می‌فرمایند: امروز روز اول محرم است؛ در محرم عرب جاهلیت هم حرمت قائل بودند و در آن قتال نمی‌کردند، ولی در این ماه نه‌تنها حرمت پیغمبر(ع) را شکستند، بلکه حرمت بهترین فرد از افراد خلقت را شکستند.

امام حسین(ع) تنها کسی است که مسیر ولایت را عمومی‌ کرد

یکی از آقایان تعبیری می‌کرد که برای خود من جالب بود که در همین بحث «وتر الموتور» باید شنیدنی باشد. بحث مفصلی درباره ولایت بود که «ان حدیثنا صعب مستصعب، لا یحتمله الا ملک مقرب او نبى مرسل او عبد مومن امتحن اللّه قلبه بالایمان...»؛ بحث ولایت را می‌گفت که این بحث صعب است و دست هر کسی نرسیده است. این چیزهایی که درمورد ولایت می‌شنویم برخی ولایت نیست و آن بخش که هست مگر چقدر از ولایت را به ما گفته‌اند. امام صادق(ع) به جابر جعفی می‌فرمایند: «همه این چیزهایی که به شما گفتیم مثل قطره‌ای در دل دریا است». جابر جعفی جزء اصحاب سرّی است که 70 هزار حدیث را در باب ولایت اهلش را پیدا نکردم که به او انتقال دهم. سپس امام می‌فرماید: این حرف‌هایی که در باب ولایت به تو زدیم، اگر اهلش را نیابی، نباید به کسی بگویی که در این صورت لعنت خدا و مردم و ملائکه خدا بر تو باد. چون اینها حرف‌هایی نیست که به درد هر کسی بخورد و هرکسی ظرفیت تحمل این حرف‌ها را ندارد.

غرض اینکه بحث ولایت با سختی‌هایی که دارد که هر کسی نمی‌تواند به آن دسترسی پیدا کند و حتی به آن نزدیک شود، تنها کسی که این مسیر را به یکباره عمومی‌اش کرده که عوام هم بتوانند وارد دایره ولایت شوند، امام حسین(ع) بوده است. ایشان با کاری که در کربلا انجام داد باعث شد عوام هم به سادگی در مسیر ولایت قرار گیرند و اهل ولایت شوند و ولایت را فهم کنند و ولایت شیره جان‌شان شود. لذا امام حسین(ع) از هر حیث «وتر الموتور» و یکی‌یک‌دانه خداست.




مطالب مرتبط :
سایت حاج قربون


برچسب ها :
استاد حاج علی قربانی , 


تعداد صفحات : 2

 | 1 |  2 |