صحرای ماریّه محسن کاظمی جز تقصیر هیچ ندارم و نگاهم تنها به دست ارباب و البته روزی خور خوان کریمان ...در اینجا حرف دل میزنم http://mariyyeh.mihanblog.com 2020-02-18T01:23:17+01:00 text/html 2014-07-17T02:53:10+01:00 mariyyeh.mihanblog.com محسن کاظمی شیطان و وسوسه هایش از زبان ایت الله علوی تهرانی http://mariyyeh.mihanblog.com/post/59 <p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?="">_ شیطان گفته که چند کار است که اگر می خواهی انجام دهی پس تمام تلاشت را بکن که این کار را انجام دهی ، چون من خودم مانع می شوم و نه اصحابم. یکی از آن کارها صدقه دادن است.طبق روایتی از امام باقر(ع) دستی که به جیب می رود برای بیرون آوردن صدقه هفتاد نفر از یاوران ابلیس بعد از شیطان دست طرف را می گیرند تا دست بیرون نیاید. </span></p><p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?="">_انبیاء قصد می کنند که دین پیشرفت کند. اما شیطان در کارهایشان اخلال می کنند.شیطان یا قلدرها را علیه انبیاء تحریک می کنند یا در اذهان متدینین شبهه ایجاد میکند. پیامبری که حج را آورده است قصدش کمال انسان است. اما شیطان با شبهات در آرزوی پیامبر اخلال ایجاد می کند. شیطان تحریک کننده است.</span></p><p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?=""><span style="mso-spacerun: yes;">_ </span>قرآن شیطان را به عنوان موجودی پلید معرفی می کند. در آیه 11 سوره مبارکه انفال می فرماید که پلیدی شیطان را از شما برطرف کرد.</span></p><p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?="">_ قرآن شیطان را موجودی خناس و بسیار پنهان کار معرفی می کند. وسوسه کار اصلی شیطان است.وسوسه القائات پنهانی است که در سوره مبارکه ناس این تعبیر آمده است. شیطان بازدارنده است. در سوره مبارکه عنکبوت آیه 38 می فرماید که شیطان اعمالشان را زینت می دهد و آنها را از راه خدا باز می دارد.</span></p><p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?="">_ گاهی از وسوسه شیطان تعبیر به نذر می کنند. وسوسه ای را نذر می گویند که تو کاری را انجام می دهی و حرکت می کنی. در سوره مبارکه اعراف آیه 200 می فرماید که ای انسان اگر از سوی شیطان وسوسه ای آمد که باعث حرکت تو شد به خدا پناه ببر. این وسوسه تمام می شود. در سوره مبارکه اعراف آیه 201 می فرماید که زنانی که وسوسه چسبنده شیطان به سراغشان می آید با یاد خدا بینا می شوند. </span></p><p style="text-align: justify; line-height: 200%; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" dir="RTL" class="MsoNormal"><span style="line-height: 200%; font-family: ; font-size: 10pt;" lang="FA" tahoma?,?sans-serif?;mso-bidi-language:fa?="">_خصوصیت بعدی که قرآن برای شیطان بیان می کند این است که شیطان موجودی فتنه گر است.در سوره مبارکه اسراء آیه 52 می فرماید که بگو به بندگان که درست حرف بزنید و نیش دار و دو پهلو حرف نزنید که شیطان فتنه ایجاد می کند.</span></p> text/html 2014-03-23T22:32:39+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان حضور قلب در نماز آیت الله مظاهری http://mariyyeh.mihanblog.com/post/58 <font color="#FFFFFF"><span id="ctl01_Ltext2"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><b><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"><br></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">وقتی ادب ظاهری و ادب باطنی در نماز مراعات شود و نماز انسان همراه با خضوع و خشوع باشد، توفیق حضور قلب در نماز به وی عطا می‌شود. در این صورت است كه نماز به صورت یك معاشقه در می‌آید. وقتی نماز گزار سورۀ حمد را می‌خواند، با تمام وجود درك می‌کند كه خدا در حال صحبت با او است و باید خود را در محضر خدای سبحان بیابد تا كلام نورانی حق تعالی را از زبان خودش بشنود. در سایر نماز نیز واقعاً احساس بندگی می‌کند و در می‌یابد که او در حال صحبت با خدای خویش است. یك «الله اكبر» چنین نمازی به دنیا و آنچه در دنیا است، ارزش دارد. از امام صادق</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«سلام الله علیه»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> در مورد معنای «تكبیرة الاحرام» پرسیدند، ایشان فرمودند: یعنی ای نفس و ای دنیا، اكنون موقع صحبت با خداست. در نماز با حضور قلب، ذهن آدمی به این سو و آن سو نمی‌رود، بلکه فقط و فقط خداوند بر ذهن او حكومت می‌كند.&nbsp; این چنین نماز است كه دعای مستجاب دارد. ولی اگر کسی توفیق حضور قلب پیدا نکرد، لااقل باید در نماز مؤدّب باشد و شمرده شمرده نماز بخواند و مراقب فکر و ذهن خود باشد که به هر سوئی نرود. نقل می‌کنند امام جماعت یک مسجد، روایتی با این مضمون مشاهده کرد که اگر كسی دو ركعت نماز بخواند، دعایش مستجاب می‌شود. چون حاجت خیلی مهمّی داشت به مسجد آمد و شروع به خواندن نماز كرد. وقتی</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«بسم الله الرحمن الرحیم» </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">گفت و وارد نماز شد، یادش آمد مسجدی که در آن نماز می‌خواند، گلدسته ندارد و تا آخر نماز، فکر و ذهن او به دنبال ساخت گلدسته بود. وقتی نماز را سلام داد، ساخت گلدستۀ مسجد نیز به پایان رسید. بعد از نماز دست خود را برای دعا بالا كرد و انتظار اجابت داشت که ناگهان متوجّه شد چه نمازی خوانده است. از این رو خجالت کشید و گفت: روایت می‌فرماید هرکس دو رکعت نماز بخواند، دعای مستجاب دارد، نه هرکس گلدسته بسازد. از آنچه تاکنون بیان شد، این نتیجه حاصل می‌شود که نماز می‌تواند سالک را عروج دهد و او را به مقامات عالیۀ عرفانی برساند. همچنین دانستیم آن نمازی که اثرات فراوانی در پیشرفت سیر و سلوک دارد، نماز همراه با حضور قلب است. حال باید دانست این حضور قلب از کجا پیدا می‌شود و موانع کسب توفیق آن کدامند؟</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">خداوند تبارک و تعالی در سورۀ مؤمنون، صفاتی را برای اهل ایمان ذكر می‌نماید. مقصود خداوند از بیان آیۀ شریفۀ </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">، بعد از آیۀ شریفۀ </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُون» </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">فهماندن ارتباط مستقیم «اعراض از لغو» و «خشوع در نماز» به بندگان است. به عبارت روشن‌تر، رستگار كسی است كه در نمازش خاضع و خاشع باشد و از هرگونه لغو و بیهوده، اعراض كند. اگر سالک بتواند از لغویّات رویگردان باشد، توفیق حضور قلب پیدا می‌کند. همچنین اگر طالب معرفت، نماز خود را به مرتبۀ دوّم یا سوّم برساند، دیگر اعمال لغو و بیهوده در زندگی او راه نمی‌یابد. خصوصاً قادر می‌شود زبان خود را از لغویّات محافظت کند. در مقابل، کسی كه مدام حرف بیهوده می‌زند، معلوم است كه مرتبۀ نماز او از نماز لسانی بالاتر نمی‌رود و باید پاسخگوی اعمال و گفتار بی‌نتیجه و بیهودۀ خود باشد. طبق نقل مشهور، پیامبر اکرم</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«صلی الله علیه وآله و سلم»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> كفن و دفن جوانی را&nbsp;خودشان انجام دادند،&nbsp;مادر آن جوان گفت دیگر برای فرزندم گریه نمی‌كنم، زیرا به دستان پیامبر گرامی</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«صلی الله علیه وآله و سلم»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> در قبر آرمیده است. رو به قبر فرزندش گفت: خوشا به حالت، مرگ برای تو آسان باشد و رفت. پیامبر اکرم</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«صلی الله علیه وآله و سلم»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> روی قبر را پوشاندند و بعد به اطرافیان خود فرمودند: قبر چنان فشاری به او داد كه استخوان‌های سینه‌اش درهم شكسته شد. به عبارت دیگر زیر منگنۀ الهی له شد. اطرافیان گفتند: یا رسول الله آدم خوبی بود. ایشان فرمودند: بله آدم خوبی بود، بهشتی هم هست. امّا زیاد حرف بیهوده می‌زد.بعضی حرف‌ها نه نتیجۀ دنیا دارد&nbsp;و نه آخرت. در تعالیم اسلامی بر مواظبت از زبان، تأکید فراوانی شده است. گفت و شنود بیهوده، دیدنی‌های بی‌ثمر و اعمال بیهوده، قساوت قلب می‌آورد. انسان قسیّ‌القلب نه فقط در نماز حضور قلب ندارد، بلکه از عبادت لذّت نمی‌برد. لذا خواب را بر نماز مقدم می‌دارد. تخیّل‌ها و توهّم‌های بیهوده یكی پس از دیگری در دل چنین انسانی وارد می‌شود و دل او را مكدّر می‌كند. پس از چندی نظیر یك آیینۀ با صفا می‌شود كه گرد گرفته باشد. بنابراین گاهی اوقات آدمی گناه نکرده است ولی اعمال لغو و گفت و شنود بیهوده، موجب‌ کدورت قلب وی می‌گردد.&nbsp; نتیجۀ حضور قلب، شرح صدر است. اگر کسی به واقع نمازگزار شود، خداوند متعال به او شرح صدر عنایت می‌کند:</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فی‏ ضَلالٍ مُبین» [28]</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">پس آیا كسى كه خداوند سینه او را</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"><span dir="LTR"></span> </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">براى (پذیرش) اسلام گشاده، پس او بر پایه نورى از پروردگار</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"><span dir="LTR"></span> </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">خویش است (مانند انسانى</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"><span dir="LTR"></span> </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">تاریك‌ دل است؟) پس واى به حال كسانى كه دل‏هایشان در اثر غفلت از یاد خدا</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"><span dir="LTR"></span> </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">سخت گردیده، آنها در گمراهى آشكارى هستند. هر بخشی از نماز که با حضور قلب ادا شود، مورد پسند و قبول خداوند تبارک و تعالی قرار می‌گیرد. اگر حضور قلب فقط در «الله‌‌اكبر» باشد، همان را خداوند می‌پسندد. گاهی ثلث نماز با حضور قلب است كه همان ثلث، مورد قبول خداوند واقع می‌شود. خوشا به حال آن كسی که همۀ نمازش مورد پسند و قبول حق تعالی قرار می‌گیرد. پیامبر اكرم</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«صلی الله علیه وآله و سلم»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> فرمودند:</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«إِنَّ مِنَ الصَّلاةِ لَمَا ‌یُقبَلُ نِصفُها وَ ثُلُثُهَا وَ رُبُعُهَا وَ خُمُسُهَا إلَی العشرِ وَ إِنَّ مِنهَا لَمَا‌ یُلَفُّ كَمَا ‌یُلَفُّ الثَّوبُ الخَلقُ فَیُضرَبُ بِهَا وَجهُ صَاحِبِهَا وَ إِنَّمَا لَكَ مِن صَلَاتِكَ مَا أقبَلتَ عَلَیهِ بِقَلبِكَ» [29] </span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-top-alt:auto;margin-bottom:0in; margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;text-justify:kashida;text-kashida: 0%;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی ‌یك سوّم آن، برخی‌ یك چهارم و‌ بعضی‌ یك پنجم تا آنجا كه برخی ‌یك دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه‌ای كهنه، پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای كه در هنگام خواندن آن‌ها به خداوند توجّه داشته است. نماز همراه با حضور قلب، سالک را به مقام یقظه می‌رساند. دل او را نورانی می‌کند و او را به جایی می‌رساند كه خدای متعال، در دلش رسوخ پیدا می‌كند. وقتی «لا اله الا الله» می‌گوید، این ذكر عظیم در تمام وجودش مشاهده شود و گوئی تمام وجود او «لااله الا الله» می‌گوید. پس از واقعۀ عاشورا، وقتی اهل‌ بیت</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«سلام الله علیهم» </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">در شام حضور داشتند، در مجلس یزید، هنگامی که امام سجاد</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«سلام الله علیه» </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">خطبه می‌خواندند، مؤذّن اذان گفت. امام سجاد</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«سلام الله علیه»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> فرمودند: گفتن «اشهد ان لا اله الا الله» برای تو لفظی است. ولی گوشت و پوست و استخوان من به این شهادت، گواهی می‌دهد. [30] یعنی ای مؤذّن، باید دل تو نیز شهادت به وحدانیّت خداوند بدهد.«سعید ابن جبیر» یکی از شاگردان راستین مکتب اهل بیت</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«سلام الله علیهم»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> بود که به دست حَجّاج، به شهادت رسید. وقتی سر او را از بدنش جدا كردند، خونش روی زمین عبارت «اشهد ان لا اله الا لله» را نقش بست. در مورد شهید دوّم كه یكی از فقهای بزرگ اسلامی بود و در راه اعتلای تشیّع به شهادت رسید نیز منقول است كه وقتی سر او را از بدن جدا كردند، خون وی به صورت «لا اله الا الله» روی زمین شکل گرفت.از این قبیل کرامات در تاریخ زندگی اولیای الهی به وفور مشاهده می‌شود. یکی از وجوه مشترک سیرۀ طلایه‌ داران اخلاق و عرفان اسلامی، اهمیّت آنان به نماز، خصوصاً نماز اوّل وقت و به جماعت است. هنگامی که استاد بزرگوار ما امام خمینی</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«ره» </span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">در فرانسه بودند، یك كنفرانس مهمِّ‌ خبری با حضور ایشان برگزار شد.‌ خبرنگاران رسانه‌های مختلف بین‌المللی در آن کنفرانس شرکت داشتند و حضرت امام</span><span style="font-size: 7pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA">«ره»</span><span style="font-size: 9pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;" lang="AR-SA"> در حال ایراد مطالب مهمِّ سیاسی دربارۀ شاه و اوضاع ایران بودند. وقت نماز ظهر شد. امام مصاحبه را رها كردند و گفتند: هنگام نماز است. هر چه اصرار کردند که امام آن مصاحبۀ اساسی را ادامه بدهند، نپذیرفتند.</span></p></span></font> text/html 2014-03-23T22:22:25+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان چراعفو و احسان؟آیت الله امینی http://mariyyeh.mihanblog.com/post/57 <p>یكى از اصحاب امام سجّاد علیه ‏السلام روایت مى‏كند كه یك نفر از خویشان امام، در حضور جمعى از اصحاب، به آن حضرت شدیداً دشنام داد و بدگویى كرد، ولى آن جناب اصلاً جوابش را نداد. بعد از چندى به اصحاب فرمود: «دشنام‏هاى آن مرد را شنیدید. اكنون مى‏خواهم بروم جوابش را بدهم. اگر شما مى‏خواهید همراهم باشید.</p> <p>با آن حضرت به سوى منزل آن شخص حركت كردیم. شنیدیم كه در بین راه، این آیه را زمزمه مى‏كرد: «والكاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحبّ المحسنین».</p> <p>وقتى به منزل آن مرد رسیدیم، از منزل خارج شد در حالى كه آماده نزاع و حمله بود؛ زیرا، چنین مى‏پنداشت كه على بن الحسین آمده تا جسارت‏هاى او را تلافى كند.</p> <p>در این حال امام سجّاد علیه‏السلام به او فرمود: «برادر! تو درباره من چنین و چنان گفتى. اگر آن‏چه گفتى، درست باشد، من توبه مى‏كنم، و اگر دروغ باشد، خدا گناهان تو را ببخشد.».</p> <p>آن مرد از گفتار خود پشیمان شد. پیشانى آن حضرت را بوسید و عرض كرد: «من چیزهایى را گفتم كه در شما نبود و خودم به آن‏ها سزاوارترم.».(1)</p> <p>كنیز على بن الحسین علیه‏السلام آب مى‏ریخت تا آن حضرت وضو بگیرد، ناگهان آفتابه از دست كنیز بر سر حضرت افتاد و صورتش را زخم كرد. امام سر برداشت و به كنیز نگاه كرد. كنیز عرض كرد: «خدا در قرآن مى‏گوید: «والكاظمین الغیظ.» .». امام فرمود: «خشم خودم را فرو نشاندم.».</p> <p>كنیز عرض كرد: «والعافین عن الناس.» . امام فرمود: «خدا، گناه تو را ببخشد.».</p> <p>كنیز عرض كرد: «والله یحبّ المحسنین.» . امام فرمود: «تو را آزاد كردم هر جا خواستى برو.».(2)</p> <p>امام سجّاد علیه‏السلام میهمان داشت و خادم براى میهمانان كباب مى‏آورد. ناگهان سیخ آهنى كباب بر سر یكى از كودكان كه زیر پله بود، افتاد. غلام متحیّر و مضطرب شد. امام به او فرمود: «تو این عمل را عمداً انجام ندادى و آزاد هستى.».(3)</p> <p>مردى در خارج منزل به امام سجاد دشنام داد و توهین كرد. همراهان امام خواستند به توهین كننده حمله كنند. امام آنان را نهى كرد. آن گاه به آن شخص فرمود: «آن چه بر تو پوشیده است، بیش‏تر از این‏هااست. آیا حاجتى دارى كه به تو كمك كنم؟». سپس لباسى را به او عطا كرد و دستور داد یك هزار درهم به وى دادند.</p> <p>مرد از این برخورد و احسان، شرمنده و از كردار خود پشیمان شد. بعداً هرگاه امام را مى‏دید عرض مى‏كرد: «شهادت مى‏دهم كه تو از اولاد پیامبر هستى.».(4)</p> <p>على بن الحسین علیه‏السلام شبانه به دَرِ منزل پسر عمویش مى‏رفت و به صورت ناشناس به او كمك مى‏كرد. آن مرد مى‏گفت: «خدا تو را رحمت كند كه به من احسان مى‏كنى، ولى على‏ابن الحسین به من كمك نمى‏كند. خدا جزاى خیر از جانب من به او ندهد!».</p> <p>حضرت سخنان او را مى‏شنید و تحمّل مى‏كرد و خودش را معرّفى نمى‏كرد. بعد از وفات على بن الحسین كه كمك‏ها قطع شد، فهمید كه احسان كننده، امام سجّاد بوده است. بعد از آن سر قبرش مى‏رفت و گریه مى‏كرد.(5)</p> <p>على بن الحسین علیه‏السلام به جماعتى برخورد كرد كه غیبت او را مى‏كردند. حضرت توقّف كرد و فرمود: «اگر شما راست مى‏گویید، خدا مرا ببخشد، و اگر دروغ مى‏گویید، شما را مورد مغفرت قرار دهد.».(6)</p> <p>پاورقی:</p> <p>1ـ بحارالأنوار، ج 46 ، ص 54</p> <p>2ـ بحارالأنوار، ج 46 ، ص 68</p> <p>3ـ بحارالأنوار، ج 46 ، ص 99</p> <p>4ـ بحارالأنوار، ج 46 ص 99</p> <p>5ـ بحارالأنوار، ج 46 ، ص 100</p> <p>6ـ بحارالأنوار، ج 46 ، ص 96</p> text/html 2014-03-23T22:18:20+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان ملاک رضایت امام زمان(عج) است مرحوم میرزا(قدس سره) و ساده پوشى http://mariyyeh.mihanblog.com/post/56 <br><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/65653025190197428262.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" height="247" border="0" width="330"><br><font size="3"><br>یکى از خصلتهاى فقیه مقدس مرحوم میرزا جواد تبریزى(قدس سره)این بود که در پوشیدن لباسهاى تمیز بسیار دقت داشتند ولکن این بدان معنى نبود که لباس کهنه به تن نکنند. فرزند مرحوم میرزا(قدس سره)مى گوید: یک روز مشاهده کردم عباى مرحوم والد(قدس سره)پاره مى باشد، خدمت ایشان عرض کردم: عباى شما مناسب نیست.<br> ایشان(قدس سره) با تبسمى ملیحانه فرمودند: مى دانم و با منظور این عبا را بر دوش نهادم، زیرا بعضى از طلاب با توجه به عدم استطاعت مالى، توانایى خریدن لباسهاى نو را ندارند، دوست دارم این گونه افراد وقتى مرا مشاهده مى کنند، دلگرم باشند و به این مطلب توجه کنند که ملاک لباس نیست، بلکه آنچه در نزد خدا ارزش دارد، همان تقوى و خدمت به دین است و البته من کسى نیستم، ولى طلاب با چشم محبت به من نظر مى کنند و وقتى مشاهده مى کنند عباى من سوراخ است در مورد لباسهاى خودشان دلشکسته نمى شوند.<br> امیدوارم خداوند متعال تفضلى نماید که در کارهایم دقت کافى داشته باشیم تا مرضى امام زمان(عج) واقع شود. </font> text/html 2014-03-23T22:04:25+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان رهنمود آیت الله سیستانی در مورد نهج البلاغه http://mariyyeh.mihanblog.com/post/55 <font color="#FFFFFF" size="3"><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/57181882503499451376.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" height="295" border="0" width="211"><br><br>بسم الله الرحمن الرحیم<br> أنچه دراین کتاب از سخنان مولا امیرالمومنین(علیه‌السلام) به ثبت رسیده بی شک - پس از کلام خداوند متعال و پیامبر برگزیده وی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) - در اوج و قله‌ی کلام قرار دارد. چرا که در آن روش فطری تفکر و تامل در جهان هستی و واقعیت‌های آن بیان گردیده است. همچنین اصول دین اسلام و معارف آن و حکمت‌های زندگی و سنت‌هایی که برپایه‌های آن زندگانی بشر بنا شده است، تبیین گشته است و نیز راه‌های تزکیه‌ی نفس و پرورش آن و اهداف شریعت و احکامی که برپایه آنها بنیان گذاشته شده توضیح داده شده است. همچنین آداب حکومت‌داری و شرایط و شایستگی‌های مربوط به آن و آموزش روش حمد و ثنای خداوند و دعا و راز و نیاز در برابر وی و معارف بسیار دیگری بیان گردیده است.<br> این کتاب ارزشمند از سویی دیگر، آیینه‌ی راستین تاریخ اسلام و رخدادهای پس از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ویژه دوران خلافت امام علی(علیه‌السلام) می‌باشد و بخش مهمی از سیره، اخلاق، ویژگی‌های رفتاری، علم و فقه ایشان را دربرمی‌گیرد.<br> شایسته است عموم مسلمانان از این کتاب در امور دینی خود برای آموزش و تزکیه‌ی نفس استفاده کنند و به همگان - به ویژه جوانان - توصیه می‌کنم که اهتمام خاصی به مطالعه و تدبر در آن داشته باشند و قسمتی از آن را حفظ نموده و به خاطر بسپارند و همچنین کسانی که ادعای محبت به امام را دارند و آرزو می‌کنند که ای کاش در روزگار وی می زیستند تا پندهای ایشان را می‌شنیدند و از هدایتش بهره‌مند می‌شدند و در مسیر وی حرکت می‌کردند، شایسته است با استفاده از آنچه در این کتاب آمده، آرزوی خود را برآورده سازند.<br> مولا علی (علیه‌السلام) در جنگ جمل فرمودند: کسانی در این جنگ مرا همراهی می‌کنند که هنوز در صلب پدران و رحم مادران‌شان هستند و مقصود ایشان کسانی هستند که خداوند از راستین‌بودن نیت آنان مبنی بر آرزوی حضور در زمان امام(علیه‌السلام) و اقتدا به دستورات ایشان آگاه است. اینان کسانی هستند که - در روز قیامت وقتی هر قومی با پیشوای خود (چه خیر و چه شر) محشور می شوند - با اولیاء خداوند برانگیخته خواهند شد. این بدان خاطر است که آنان به آموزه‌های بر حق مولا (علیه‌السلام) - بدون آنکه شبهه‌ای وارد کنند و بهانه‌ای بیاورند و دلبستگی خود به ایشان را تنها با آروزهایشان بیان کنند - عمل کرده‌اند.<br> و شایسته است حاکمان مسلمان وظایفی را که آن حضرت برای امثال آنان تشریح کرده‌اند، اجرا کنند و از دستورات ایشان پیروی کرده و کوشش کنند در رفتار و اعمال‌شان پای در جای پای ایشان بگذارند. حاکمان مسلمان باید خود را به مثابه‌ی فرمانداران و کارفرمایان آن حضرت قرار دهند تا میزان پایبندی و تأسّی آنان به امام (علیه‌السلام) نمایان شود.<br> از خداوند متعال مسئلت داریم تا دست همه‌ی ما را بگیرد و به مسیر هدایت رهنمون گرداند و از هواهای نفس دور دارد، چرا که موفقیت و پیروزی تنها به دستان پروردگار می‌باشد.<br> علی الحسینی السیستانی </font> text/html 2014-03-23T21:53:16+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان همه، فدایی ولیّ و ولیّ، فدایی ولایت! آیت الله قرهی http://mariyyeh.mihanblog.com/post/54 <font color="#FFFFFF"><span id="ctl00_ContentPlaceHolder1_Label_ShorBody"><p align="justify"><strong><font face="Tahoma"><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/51522854092686677416.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" border="0"></font></strong></p><p align="justify"><strong><font face="Tahoma">ولیّ هم خودش را فدای ولایت می‌کند!</font></strong></p> <p align="justify"><font face="Tahoma">امّا کلّ قضیّه این است که کسی که فهمید معنی ولایت چیست، خودش را فدای ولایت می‌کند. کما این که نبی، خودش را فدای ولایت می‌کند. حتّی ولیّ هم خودش را فدای ولایت می‌کند. امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام)، ولیّ الله است، «أشهد أنّ مولانا و مقتدانا، أمیرالمؤمنین، علیّاً ولیُّ اللّه(علیه الصّلوة و السّلام)»، امّا این ولیّ، خودش را برای ولایت فدا می‌کند. ولایت چیست؟ ولایت، مافوق ولیّ است. اصلِ «اللَّهُ وَلِیُّ»، آن ولایت است که این عنوان ولیّ را می‌آورد. </font></p> <p align="justify"><strong><font face="Tahoma">همه عالم مدیون نیّره عالم و نیّره عالم، فدایی ولیّ!</font></strong></p> <p align="justify"><font face="Tahoma">حالا یکی باید خودش را برای ولیّ فدا کند، ولو در هر مقام بالای علمی و معرکه عرفانی و ... باشد، ولو مثل بی‌بی‌دو عالم هم باشد. </font></p> <p align="justify"><font face="Tahoma">اصلاً قضیّه بی‌بی‌دوعالم، این است که فدایی ولایت و فدایی ولیّ است. آن هم با همه مقاماتش که اصلاً یک چیز عجیبی است و نمی‌شود بیان کرد. آن نور لولاکیّه که در بیست و هشتم صفر بیان کردم، یک طرف؛ تازه بی‌بی‌دوعالم کیست؟! بی‌بی‌دوعالم، آن کسی است که خدای متعال به پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بیان می‌فرماید: اگر علی(علیه الصّلوة و السّلام)نبود، تو نبودی و اگر فاطمه(علیها الصّلوة و السّلام) نبود، شما دو نفر هم نبودید. چطور است که پیامبر بیان می‌فرمایند: «فداها أبوها»؟! اصلاً أمّ ابیها چیست؟! ایشان، أمّ الخلقه است؛ چون نور مِن النیّره بوده است و بعد همه خلقت از نور به وجود آمد. پس حتّی شیاطین هم مدیون نیّره عالم هستند. همه عالم، هر چه که در عرش و فرش هست، مدیون ایشان هستند. </font></p> <p align="justify"><font face="Tahoma">ولی باز وقتی در قالب جسمانی به عنوان یک انسان، قرار می‌گیرد؛ باید فدایی شود. فدایی چه کسی؟ آن کسی که الآن تجلّی ولایت به نام ولیّ در او موجودیّت دارد. لذا او هم فدایی می‌شود.</font></p></span></font> text/html 2014-03-23T21:43:47+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان حضرت زهرا(س) مفتون به علم لدنی و الهی بود http://mariyyeh.mihanblog.com/post/53 <font color="#FFFFFF"><span style="font-size: 14px"><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/91986767761133812922.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" border="0"><br>آیت الله تحریری با&nbsp; بیان اینکه حضرت زهرا(س) مفتون به علم لدنی و الهی است اضافه کرد: یکی از دلایلی که باعث شده تا نام فاطمه بر آن حضرت گذاشته شود ناشی از همین علم و حکمتی است که خدا در وجود او نهاده است.<br> ایشان با تاکید بر اینکه علم حضرت زهرا(س) از نوع علمی که در ذهن ما وجود دارد نیست ابراز داشت: کسانی که خداوند در قرآن از آنها با عنوان صاحبان علم یاد می کند دارای درجات بالای معنوی هستند که حقیقت علمشان در آخرت شکوفا خواهد شد.<br> وی افزود: علم حقیقی آن است که در دل وجان انسان و از حقیقت منشا بگیرد در غیر این صورت در بزنگاهها و مسایلی که در زندگی برای انسان پیش می آید موثر نخواهد بود.</span></font> text/html 2014-03-23T21:25:28+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان دانشمند جهنمی چه کسانی هستند؟ http://mariyyeh.mihanblog.com/post/52 <span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%; font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-size: 10pt;" lang="FA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="FA"></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span><font color="#FFFFFF">دانشمندان دو گونه‏ اند</font></span><font color="#FFFFFF"><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>:&nbsp;<br> <br> </span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="FA">دانشمندى كه به دانش خویش عمل كند نجات یافته است و دانشمندى كه دانش خویش را رها كند تباه شود، همانا كه دوزخیان از بوى بد دانشمندى كه به دانش خویش عمل نكرده، سخت آزرده شوند</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;line-height:200%; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>. <br> <br> </span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="FA">همانا آن كه بیش از همه دوزخیان دچار پشیمانى و حسرت شود، فردى است كه بنده‏ اى را به خداى خواند و آن بنده پاسخش دهد و خداى را اطاعت كند و به بهشت در آید و آن كه او را دعوت كرده خداى را نافرمانى كند و به خاطر رها كردن دانش خویش و پیروى از هوى و هوس و نافرمانى خدا به دوزخ در آید</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>.<br> <br> &nbsp;</span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="FA">همانا آنچه مایه بدبختى‏ است دو چیز است</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;line-height:200%; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>: </span><span style="font-size: 10pt; line-height: 200%; font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; font-weight: bold;" lang="FA">پیروى از هوى و هوس و آرزوى دراز</span><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="FA">، پیروى از هوى و هوس انسان را از حق باز مى ‏دارد و آرزوى دراز موجب فراموش كردن آخرت مى‏ شود</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;line-height:200%; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>.</span> <span style="font-size: 8pt;"><span style="font-style: italic;"><br>پی نوشت:<br></span><span id="content_span">تاریخ سیاسى صدر اسلام / ترجمه كتاب سلیم، ص۱۱۳.</span></span></font> text/html 2014-03-23T21:15:21+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان فاطمه، یگانه بانوى عشق و پاكى http://mariyyeh.mihanblog.com/post/51 <div align="left"><div align="right"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%; font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-size: 10pt;"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="FA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-size: 10pt;" lang="FA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" dir="rtl" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="font-size: 10pt;"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="AR-SA"><span style="line-height: 200%; font-family:; font-size: 10pt;" lang="FA"> </span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><font color="#FFFFFF"><br></font></span><div align="left"><div align="right"><font color="#FFFFFF"><span dir="RTL" style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:" lang="AR-SA">مرحوم قطب الدّین راوندى در كتاب خود آورده است</span><span dir="LTR"></span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><span dir="LTR"></span> :</span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/09098368590572345159.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" height="274" border="0" width="630"></span><br></font></div><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"></span></font></div><div align="right"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><span dir="RTL" lang="AR-SA"></span></span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><span dir="RTL" lang="AR-SA">كه </span></span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><span dir="RTL" lang="AR-SA">سلمان فارسى گفت: روزى به منزل حضرت زهراء سلام اللّه علیها وارد شدم، آسیابى را جلوى آن حضرت دیدم كه دستاس آن را با حالت خستگى و ضعف گرفته است و مى چرخاند و مقدارى جو، آرد مى نمود؛ و در گوشه اى از اتاق ، حسین علیه السلام را دیدم </span></span><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"><span dir="RTL" lang="AR-SA">از شدّت گرسنگى ناله مى كرد</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span></font></div></div><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"></span></font></div><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt;line-height:200%;font-family:"> </span></font><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">گفتم : اى دختر رسول اللّه ! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى ، با این كه فضّه پیش خدمت شما است ؟</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>!<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">حضرت در جواب اظهار داشت : پدرم رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله فرمود</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>: <span dir="RTL" lang="AR-SA">كارهاى منزل یك روز بر عهده من و یك روز بر عهده فضّه باشد؛ و امروز نوبت من است</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .</span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">گفتم : اجازه فرمائید كه من كمك نمایم ، یا آسیاب را بچرخانم ، یا این كه حسین علیه السلام را آرام كنم و دلداریش دهم ؟ حضرت فرمود: من نسبت به فرزندم ، حسین آشناتر هستم ؛ پس تو دستاس را بچرخان تا آرد تهیّه گردد</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">بنابراین من مشغول چرخانیدن دستاس شدم و چون مقدارى از جوها را آرد كردم ، صداى اذان را بگوشم رسید؛ پس براى اقامه نماز به مسجد رفتم و نماز جماعت را به امامت حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله بجاآوردم</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .</span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">و بعد از نماز، جریان حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را براى امیرالمؤ منین ، علىّ علیه السلام تعریف كردم</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">امام علىّ علیه السلام گریان شد و از مسجد بیرون رفت و پس از گذشت لحظاتى در حالى كه تبسّم مى نمود، به مسجد بازگشت</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله جریان را از علىّ علیه السلام جویا شد؟</span></span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">و او اظهار داشت : چون بر فاطمه وارد شدم ، وى را دیدم بر قفا خوابیده و حسین نیز روى سینه اش در خواب بود و سنگ آسیاب بدون آن كه در دست كسى باشد، مى چرخید</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>!!<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: خداوند ملائكه اى را آفریده است تا در خدمت محمّد و اهل بیت او علیهم السلام باشند.(1</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>)</span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">همچنین أ نَس بن مالك به نقل از بلال حبشى اذان گوى رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله حكایت كند: روزى عبورم بر خانه حضرت زهراء سلام اللّه علیها افتاد، دیدم كه آن مخدّره مشغول دستاس و چرخانیدن سنگ آسیاب براى تهیّه آرد مى باشد، در حالى كه حسین علیه السلام در كنارش گریان بود</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>.</span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">عرض كردم : اى فاطمه ! كدام برایت بهتر است : یا من دستاس را به چرخانم یا حسین را نگهدارى نمایم تا آرام و ساكت شود. حضرت زهراء سلام اللّه علیها فرمود: اى بلال ! من بهتر مى توانم فرزندم را آرام كنم ؛ پس من دستاس را گرفتم و مقدار آردى كه حضرت مى خواست ، برایش تهیّه نمودم</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">سپس حضور مبارك رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله رسیدم ، حضرت فرمود: چرا امروز اذان نگفتى ؟</span></span></font></p><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:"> <span dir="RTL" lang="AR-SA">عرض كردم : یا رسول اللّه ! به منزل فاطمه سلام اللّه علیها عبور كردم ، او را دیدم كه مشغول تهیّه آرد مى باشد، من او را كمك كردم</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span> .<br> <span dir="RTL" lang="AR-SA">حضرت رسول فرمود: چون براى فاطمه دلسوزى كردى و او را ترحّم و كمك نمودى ، از خداوند مى خواهم كه تو را كمك نماید.(2</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR"></span>)</span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size:10.0pt; line-height:200%;font-family:">&nbsp;</span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size: 8pt; font-style: italic;"><span dir="RTL" style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: " lang="AR-SA">پی نوشت ها</span><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: "><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span>:</span></span></font></p><font color="#FFFFFF"><span style="font-size: 8pt; font-style: italic;"> </span></font><p style="text-align:justify;line-height:200%"><font color="#FFFFFF"><span style="font-size: 8pt; line-height: 200%; font-family: ">1-<span style="font-size: 8pt;" dir="RTL" lang="AR-SA">بحارالا نوار: ج 43، ص 28، ح 33، الخرایج و الجرایح : ج 2، 530، ح 6</span><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span>.<br> 2- <span style="font-size: 8pt;" dir="RTL" lang="AR-SA">احقاق الحقّ: ج 25، ص 272</span><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span><span style="font-size: 8pt;" dir="LTR"></span>.</span></font></p> text/html 2014-03-23T21:05:50+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان در محضر آیت الله جاودان http://mariyyeh.mihanblog.com/post/50 <font color="#FFFFFF" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><strong><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/15025484481368088802.jpg" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" height="491" border="0" width="385"><br>اگر کسی اشک چشم نداشته باشد یا بسیار کم بتواند گریه کند علتش چیست و راه درمان ان چیست؟ آیا این خشکی چشم نشانه بدی می باشد&nbsp; لطفاراه حل را هم ارایه بفرمایید<br></strong><strong>حجت الاسلام والمسلمین جاودان در جواب این سوال فرمودند:<br> 1-گریه چشم آدمی وابسته است به غذایی كه می خورد به نگاهی كه می كند به كلامی كه می گوید . اگر پاك و حلال بخورد به حرام نگاه نكند ، پرت و پلا نگوید می تواند گریه كند .<br> اما برای گریه خوب لازم است كم بخورد ، كم بگوید و چشمش به نا محرم نخورد</strong></font><br> text/html 2014-03-23T20:59:49+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان یا اماه اغیثینی http://mariyyeh.mihanblog.com/post/49 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><br></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">مادر دلم گرفته، بگو راه چاره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">مفهوم سرخ بودن ابر بهاره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">کابوس هر شبِ حسنت می کشد مرا</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>!</span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">این ماجرای گم شدن گوشواره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">لعنت به هرکه گفته تو شاهد بیاوری</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>!</span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">آخر گناه این سندِ پاره پاره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">بعد از پدربزرگ، محل سوت و کور شد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">مادر دلیل قهر بلال از مناره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">جای رکوع و سجده چرا پلک می زنی!؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">حُکم وجوب نافله ی با اشاره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">زحمت نده به دستِ ورم کرده، جانِ من</span><span dir="LTR"></span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"><span dir="LTR"></span>!</span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">راز حسین و پیرهن نیمه کاره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">هرشب خودم به گُل پسرت آب می دهم</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">آسوده باش! علت آه دوباره چیست؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">از خورجین برای پدر حرف می زدی</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2">منظورت از شلوغی دارالعماره چیست؟</font></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2">شاعر وحید قاسمی<br></font></span></font></p> text/html 2014-03-23T20:55:08+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان کلنا فداک یا زهرا http://mariyyeh.mihanblog.com/post/48 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><br></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">می شویمت كه آب شوم در عزای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">یا خویش را به خاك سپارم به جای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">قسمت نبود نیت گهواره ساختن</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">تابوت شد تمامی چوبش برای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">گر وا نمی شدند گره های این كفن</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">دق مرگ می شدند ز غم بچه های تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">خون جای آب می چكد از سنگ غسل تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">خون می چكد كه زنده كند ماجرای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">در بود و شعله بود و در افتاد روی تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">گم شد میان خنده ی مردم صدای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">در بود و شعله بود و از آن در عبور كرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">هر كس كه بود نیمه شبی در دعای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">حالا زمان غسل تو فهمیده ام چرا</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">روی تو را ندید كسی تا شفای تو</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p><font color="#FFFFFF"> </font><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF" size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">تنها نه جای دست كبودی به چهره ات</span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2">آتش اثر گذاشته بر چشم های تو</font></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font color="#FFFFFF"><font size="2">شاعر حسن لطفی</font></font><br><font color="#FFFFFF"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2"></font></span></font><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span><font class="text4"> </font></p> text/html 2014-03-23T20:53:54+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان صل الله علیکٍ یا فاطمة الزهرا http://mariyyeh.mihanblog.com/post/47 <font class="text4"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">نام زهرا شنید و طوفان شد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">رنگ پیشانی اش نمایان شد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">اینکه دستار حیدری بسته است</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">ذوالفقار دلاوری بسته است</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">به چه کاری آمده چه سر دارد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">اینکه شمشیر بر کمر دارد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">کس جلودار او نمی گردد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">هیچ کس روبرو نمی گردد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">غرش حیدر است طوفان است</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">عرق غیرت است باران نیست</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">در ظهور آمده وقار علی</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">قد علم کرده ذوالفقار علی</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">از ردیف عجائب است این مرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">اسد الله غالب است این مرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">همه در اضطراب و سر درگم</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">شیر شوریده بود، بر مردم</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">بیشه درمانده از هیاهویش</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">فاتح خیبر است ، بازویش</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">نفس از سینه ها نمی آید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">غیرضجه، صدا نمی آید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">داد می زد سر تمامی شهر</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">یر سر بغض بر مرامی شهر</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">خاک اینجاست قبله گاه خدا</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">کعبه مخفی من است اینجا</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">به خداوند بی مثال واحد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">آهنی گر بر این زمین برسد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">لب تیغ من و دمار شما</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">وای بر حال و روزگار شما</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">آنقدر می کشم در اینجا تا </span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">خون بگیرد تمام صحرا را</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">از من خونجگر چه می خواهید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">داغ از این بیشتر چه می خواهید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">یار نه سالۀ مرا کشتید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">حضرت لالۀ مرا کشتید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">فاطمه از شما که خیر ندید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">نود و پنج روز درد کشید</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">تازه از این مدینه راحت شد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">تازه از زخم سینه راحت شد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA">این بقیع است باغ و گلشن من</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="mso-margin-bottom-alt:auto; text-align:center;line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><span style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-bidi-language:FA" lang="FA"><font size="2">حق زهراست روی گردن من</font></span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language:FA"></span></p> شاعر علی اکبر لطیفیان<br></font> text/html 2014-03-23T20:49:43+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان صل الله علیکٍ یا فاطمة الزهرا http://mariyyeh.mihanblog.com/post/45 <div align="right"><font class="text4" color="#FFFFFF"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">خرمن آسودگی شرار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">چادر مادر اگر غبار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">وای&nbsp; از آن لحظه ی بدی که ببینی</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">گوشه ای از دامنش به خار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">فصل خزانش،&nbsp; بهار خوشه ی اشک است</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">فاطمیه باغ گریه بار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">شام عروسی به فکر سائل خویش است</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">جامه ی نو داده، وصله دار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">حُرمت میلش ببین که تا به کجاهاست</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">رفته برایش خدا انار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">دست علی گرچه بسته در اُحد امروز</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">دست ورم کرده ذوالفقار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">بد لگدی بود...محسن از نفس افتاد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">خواست که طفلی ز در فشار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">گریه ی زهرا به اختیار خودش نیست</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">از در و همسایه اختیار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">ماندم از آن بازوی شکسته، چگونه</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">آمده پای تنور کار بگیرد؟</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">گودی چشمش مرا کشانده به گودال</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">تا مژه ام زخم بیشمار بگیرد</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><font size="2"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA">با دلِ خون رفت از مدینه، علی هم</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2">مانده برایش کجا مزار بگیرد</font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"> </p></font><font color="#FFFFFF"> شاعر وحید قاسمی</font><font class="text4"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:center;line-height: 150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed" align="center"><br><span style="font-family: &quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;" lang="AR-SA"><font size="2"></font></span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"></span></p></font></div><div align="center"><font class="text4"> </font></div> text/html 2014-03-23T20:34:40+01:00 mariyyeh.mihanblog.com امیر حسین زمان توصیه های اخلاقی آیت‌الله حق‌شناس/ چگونه ملائکه را به قلب خود راه دهیم؟ http://mariyyeh.mihanblog.com/post/44 <font color="#FFFFFF"><img src="http://upload7.ir/imgs/2014-03/45189188019442505962.gif" alt="آپلود عکس , آپلود رایگان" border="0"><br><br>جایی که ملائکه حضور نمی یابند<br><br>قلب، خانه ملائکه است، صفات رذیله مثل سگ‌های پارس کننده هستند و ملائکه در خانه ای که سگ باشد وارد نمی‌شوند.<br><br>سه امری که وسوسه شیطان را از بین می‌برد<br><br>وقتی به این سه امر متخلق (متصف) شدی وسوسه شیطانی در تو از بین می‌رود:<br><br>اول این‌که هر‌ ‌چه در دست توست ملک خودت ندانی.<br><br>دوم&nbsp; مدبر امور را خداوند متعال بدانی و اگر عمل نیک انجام دادی، از آن خدا بدانی .<br><br>سوم این‌که تمام اشتغال خود را در انجام اوامر و نواهی صرف کنی.<br><br><span style="font-weight: bold;">راه مبارزه با نفس</span><br><br>ابلیس شاگرد نفس است، اگر شما بخواهید این ‌نفس را که استاد شیطان است بکوبید و رام کنید، باید خود را فقیر کنید. باید خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هیچ بدانید. بعد از این مرحله، مرحله شب‌زنده داری است، این دو راه، را ه مبارزه با نفس است. </font>