تبلیغات
صحرای ماریّه - مطالب ابر امام حسن
درباره خادمین

محسن کاظمی
جز تقصیر هیچ ندارم و نگاهم تنها به دست ارباب و البته روزی خور خوان کریمان ...در اینجا حرف دل میزنم
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو
لوگوی دوستان
دانشنامه عاشورا
کاربردی
پخش زنده حرمساعت فلش مذهبیتاریخ روز
روزشمار محرم عاشورااوقات شرعیذکر روزهای هفته
ابر برچسب ها
منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • تعداد کل مطالب :

 

روزی حسینی، حسنی دارم و بس

در مملکت ری وطنی دارم و بس

 

عشاق ره عشق سبکبال ترند

من نیز فقط پیرهنی دارم و بس

 

دوری مسافت نشود مانع من

تا شوق اُویس قرنی دارم و بس

 

حالا که حرم نیست، مرا شمع کنید

امشب هوس سوختنی دارم و بس

 

دنیا تو اگر یوسف کنعان داری

من نیز امام حسنی دارم و بس

 

تا لطف حسن هست، خریداری هست

تا زلف حسن هست، گرفتاری هست

 




برچسب ها :
امام حسن , 
به یمن مِهر تو شد از سراب، آب درست

بدون مِهر تو از آب شد سراب درست

 

نگاه کردن تو خلقت است تکویناً

نگاه کردی و شد ماه... آفتاب... درست

 

خدا به طرح تو پرداخت، شد امام درست

خدا به شرح تو پرداخت، شد کتاب درست

 

اگر قبول کنی من تراب نعلینم

مرا برای تو کرده ابوتراب درست

 

یکی برای حسین و یکی برای حسن

از این دو قطره فقط می شود شراب درست

 

بتول در عوض پیرهن برای حسین

برای صورت تو می کند نقاب درست

 

بقیع مظهر آبادی است پس عرش است

بهشت نیز شده از همین خراب، درست

×××

«عتاب یار پری چهره» را کشیدم من

اگر چه هم نشود کار با عتاب درست

علی اکبر لطیفیان




برچسب ها :
امام حسن , 

این فقیه متبحر، آیت الله بروجردی، که اینجا خوابیده، این مرد، در اواخر عمرش با آن سن پیری، مطالعه می کرد دقیق ترین خطوط را. بعد قصه خودش را نقل کرد، گفت: چشم من به یک دردی مبتلا شد، معالجه هر چه کردم اثر نکرد، رفتم برای تشرف به عتبات، به بصره که رسیدم، سوار قطار شدم، در آنجایی که من سوار بودم، این زوار پیاده، که قاصد زیارت سیدالشهداء بودند، سوار شدند.

یکی از اینها خوابیده بود، من از آن گـِل بین انگشتهای پای این شخص، یک کمی برداشتم، به هر دو چشم مجروحم مالیدم، به مجرد اینکه آن گـِل را مالیدم، درد برطرف شد و تا این سال محتاج به عینک نشدم، این معرفت این فقیه متبحّر است.

اگر آنها این معرفت را ندارند که بفهمند گـِل پای زوّار قبر این خاندان، گـِل پای زوّار قبرشان می شود شفای درد بی درمان، آن وقت پای برهنه به بقیع بروی با حفظ الصحة مخالف است؟ اگر معرفت مثل این فحل علم را هم نداری، جوراب را پا کن، اما کفشها را دربیار، آنجا می دانی چه خبر است؟ آنجا جائی است که (ذلک و من یعظم شعائر الله). آن قدرِ متیقن از شعائر الهیّه آن چهار قبر است، تعظیم آن چهار قبر، علامت تقوای دل است،آنها که پا برهنه اند در بقیع، تقوای دلشان در عملشان مجسّم است.

اهل علم، مردم غافل را از خواب غفلت بیدار کنند، حرمت بقیع را نگه دارند، به آن قبرهای خراب شده نگاه نکنند، باید همه پا برهنه آنجا بروند تا به کوریِِ چشم آنها که این قبور را خواستند از میان ببرند، روشن بشود که عظمت در حدّی است که سر از پا در این حرم شناخته نمی شود.




مطالب مرتبط :
سایت معظم له


برچسب ها :
آیت الله وحید خراسانی ,  امام حسن ,