تبلیغات
صحرای ماریّه - مطالب ابر حضرت زهرا
درباره خادمین

محسن کاظمی
جز تقصیر هیچ ندارم و نگاهم تنها به دست ارباب و البته روزی خور خوان کریمان ...در اینجا حرف دل میزنم
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو
لوگوی دوستان
دانشنامه عاشورا
کاربردی
پخش زنده حرمساعت فلش مذهبیتاریخ روز
روزشمار محرم عاشورااوقات شرعیذکر روزهای هفته
ابر برچسب ها
منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • تعداد کل مطالب :
آپلود عکس , آپلود رایگان
آیت الله تحریری با  بیان اینکه حضرت زهرا(س) مفتون به علم لدنی و الهی است اضافه کرد: یکی از دلایلی که باعث شده تا نام فاطمه بر آن حضرت گذاشته شود ناشی از همین علم و حکمتی است که خدا در وجود او نهاده است.
ایشان با تاکید بر اینکه علم حضرت زهرا(س) از نوع علمی که در ذهن ما وجود دارد نیست ابراز داشت: کسانی که خداوند در قرآن از آنها با عنوان صاحبان علم یاد می کند دارای درجات بالای معنوی هستند که حقیقت علمشان در آخرت شکوفا خواهد شد.
وی افزود: علم حقیقی آن است که در دل وجان انسان و از حقیقت منشا بگیرد در غیر این صورت در بزنگاهها و مسایلی که در زندگی برای انسان پیش می آید موثر نخواهد بود.



برچسب ها :
حضرت زهرا , 

مرحوم قطب الدّین راوندى در كتاب خود آورده است :آپلود عکس , آپلود رایگان
كه سلمان فارسى گفت: روزى به منزل حضرت زهراء سلام اللّه علیها وارد شدم، آسیابى را جلوى آن حضرت دیدم كه دستاس آن را با حالت خستگى و ضعف گرفته است و مى چرخاند و مقدارى جو، آرد مى نمود؛ و در گوشه اى از اتاق ، حسین علیه السلام را دیدم از شدّت گرسنگى ناله مى كرد.

گفتم : اى دختر رسول اللّه ! چرا خود را در سختى و مشقّت قرار داده اى ، با این كه فضّه پیش خدمت شما است ؟!
حضرت در جواب اظهار داشت : پدرم رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: كارهاى منزل یك روز بر عهده من و یك روز بر عهده فضّه باشد؛ و امروز نوبت من است .

گفتم : اجازه فرمائید كه من كمك نمایم ، یا آسیاب را بچرخانم ، یا این كه حسین علیه السلام را آرام كنم و دلداریش دهم ؟ حضرت فرمود: من نسبت به فرزندم ، حسین آشناتر هستم ؛ پس تو دستاس را بچرخان تا آرد تهیّه گردد.
بنابراین من مشغول چرخانیدن دستاس شدم و چون مقدارى از جوها را آرد كردم ، صداى اذان را بگوشم رسید؛ پس براى اقامه نماز به مسجد رفتم و نماز جماعت را به امامت حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله بجاآوردم .

و بعد از نماز، جریان حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را براى امیرالمؤ منین ، علىّ علیه السلام تعریف كردم .
امام علىّ علیه السلام گریان شد و از مسجد بیرون رفت و پس از گذشت لحظاتى در حالى كه تبسّم مى نمود، به مسجد بازگشت .
حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله جریان را از علىّ علیه السلام جویا شد؟

و او اظهار داشت : چون بر فاطمه وارد شدم ، وى را دیدم بر قفا خوابیده و حسین نیز روى سینه اش در خواب بود و سنگ آسیاب بدون آن كه در دست كسى باشد، مى چرخید!!
حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله فرمود: خداوند ملائكه اى را آفریده است تا در خدمت محمّد و اهل بیت او علیهم السلام باشند.(1)

همچنین أ نَس بن مالك به نقل از بلال حبشى اذان گوى رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله حكایت كند: روزى عبورم بر خانه حضرت زهراء سلام اللّه علیها افتاد، دیدم كه آن مخدّره مشغول دستاس و چرخانیدن سنگ آسیاب براى تهیّه آرد مى باشد، در حالى كه حسین علیه السلام در كنارش گریان بود.

عرض كردم : اى فاطمه ! كدام برایت بهتر است : یا من دستاس را به چرخانم یا حسین را نگهدارى نمایم تا آرام و ساكت شود. حضرت زهراء سلام اللّه علیها فرمود: اى بلال ! من بهتر مى توانم فرزندم را آرام كنم ؛ پس من دستاس را گرفتم و مقدار آردى كه حضرت مى خواست ، برایش تهیّه نمودم .
سپس حضور مبارك رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله رسیدم ، حضرت فرمود: چرا امروز اذان نگفتى ؟

عرض كردم : یا رسول اللّه ! به منزل فاطمه سلام اللّه علیها عبور كردم ، او را دیدم كه مشغول تهیّه آرد مى باشد، من او را كمك كردم .
حضرت رسول فرمود: چون براى فاطمه دلسوزى كردى و او را ترحّم و كمك نمودى ، از خداوند مى خواهم كه تو را كمك نماید.(2)

 

پی نوشت ها:

1-بحارالا نوار: ج 43، ص 28، ح 33، الخرایج و الجرایح : ج 2، 530، ح 6.
2- احقاق الحقّ: ج 25، ص 272.




برچسب ها :
حضرت زهرا , 


صبح رسول خدا به خانه دخترش آمد. این لباس چیست که بر تن کرده ای؟ مگر برایت پیراهن تازه نخریده بودیم؟ چه شد؟ عرض کرد من همانطور که شما عمل می کردی، عمل کردم. فقیر مراجعه کرد و من دیدم دوتا پیراهن دارم. یک پیراهن مندرس و کهنه و یک پیراهن تازه. شما هم بودی، همین کار را می کردی و پیراهن خوبت را می دادی. حالا ماها چکار می کنیم؟ برای همین است که من جزء آنها نیستم. ما لباس های کهنه مان را جمع می کنیم و به فقیر می دهیم. البته این را بدانید. یک بیچاره هایی هستند که گفت جوراب سوراخ را هم برمی دارد. انقدر وضع شان بد است. حالا باشد. اما من چطور؟ می گوید وقتی بی بی این فرمایشات را فرمود یک مرتبه حالم به هم خورد. جبرئیل نازل شد که یا رسول الله دخترت یک دعای مستجاب دارد. آقا انبیاء یک دعای مستجاب دارند. یک دعای مستجاب. هرچه بگوید مستجاب است. می فرماید به دخترت هم یک دعای مستجاب دادیم. ممکن است جوانب داشته باشد و ما متوجه نشویم. حالا به آنها کار نداریم. یک دعای مستجاب دارد و هرچه بگوید قبول است. به زبان ما گفت من حال دعا کردن ندارم. من انقدر در محبت خودش غرق هستم که اصلا نمی توانم دهانم را باز کنم و دعا کنم. فرمود خب من دعا می کنم و تو آمین بگو. اینها یک چیزهایی است ها. دست به دعا برداشت و برای امتش دعا کرد. جبرئیل رفت و برگشت و ورقه شفاعت را آورد. فرمودند این را با من در قبرم بگذارید.


برچسب ها :
آیت الله جاودان ,  حضرت زهرا , 
حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی

دوتا مطلب از ناحیه مخالفین نسبت به فاطمیه مطرح می شود. عقیده آنها بر این است که فاطمیه یک امر شخصی است و یا یک اتفاقی است برای یک زن، مطرح کردنش منطقی به نظر نمی آید، آیا فاطمیه یک مسئله شخصی است یا نه؟

مسئله دومی را که مطرح می کنند این است که مطرح کردن اینطور بحث ها مخل وحدت است و وحدت را از بین می برد، البته ما برآنیم که وحدتی برقرار بشود و شما با بحث کردن اینطور چیزها مخل وحدت هستید. مقدمتا دو تا توضیح بدهم و بعد وارد بحث بشوم، تعریف فاطمیه چه چیزی است؟ فاطمیه به این معنا نیست که روز شهادت حضرت زهرا(س) است یا ماه دیگر که سومش شهادت است. فاطمیه از نظر تاریخی به حوادثی می گویند در تاریخ اسلام به وقایعی گفته می شود که بعد از رحلت رسول اکرم(ص) اتفاق افتاده است آن هم به محوریت حضرت زهرا(س) و تا پایان عمر ایشان طول کشیده است. این وقایع یا 75 روز است یا 95 روز، حوادثی که در تاریخ اسلام از 28 صفر اتفاق افتاده تا شهادت حضرت زهرا(س) با محوریت خود حضرت(س) را فاطمیه می گویند.

یکی از وقایع ایام فاطمیه شهادت حضرت زهرا(س) است که امروز یکی از تاریخ های شهادت است، سوم جمادی الثانی که در ماه بعدی اتفاق می افتد هم یک روز دیگری است. مستحضر باشید اختلاف ذات تاریخ است، تاریخی پیدا نمی کنید که یکی باشد، برای شهادت حضرت زهرا(س) 21 قول مطرح است و دوتای آن را ما برنامه می گیریم.

مسئله بعدی؛ اگر قرار است بین ما و آنها اتفاقی بیافتد یکی از آنها وحدت است. از نظر فنی وحدت محال است که رخ بدهد. فنی که می گویم یعنی فلسفی، این وحدت فقط یک زمان اتفاق می افتد،حالا اگر گفتید چه زمانی؟ " هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین " کل زمان امام عصر(عج) یک دین بیشتر وجود ندارد آن هم اسلام و یک مذهب بیشتر وجود ندارد ان هم مذهب حقه تشییع است. این وحدت آنجا اتفاق می افتد، اگر قرار است چیزی بشود آن اتحاد است. وحدت یعنی یکی شدن دو موجودی که تمام اختلافات و نظرات یکی و... که در یک مسئله طرح بشود ، یکی بشود. این اتفاق نمی افتد چون آنها می خواهند با عرض ارادت به رهبرانشان با ما هم کنار بیایند،اینکه امکان ندارد چون یکی از شاخصه های ما تبری از آنها است. بنابراین چیزی به نام وحدت اتفاق نمی افتد، آنچه که اتفاق می افتد اتحاد است! اتحاد اگر اینکه دو موجود هستند می مانند ولی وحدت دو موجود یک موجود می شود، ما همین اتحاد را انجام می دهیم. البته اول دعوتشان می کنیم به استبصار، بیایید معارف علی بن ابیطالب(ع) را ببینید معارف خودتان را هم ببینید. رهبر ما می فرماید: " سالونی قبل ان تفقدونی " و پایش هم می ایستد. از من هرچه می خواهید بپرسید قبل از اینکه مرا از دست بدهید، رهبر آنها هم می گوید: من یک آرزویی دارم ، آرزویم این است که در طول زندگی علفی باشم گوسفندی مرا بخورد و از هاضمه اش رد بشوم و دفع بشوم به صورت کذا، و علی (ع) می فرماید: نپرستیدم خدایی را که ندیدم. دوعیت وجود دارد اما می خواهیم اتحاد به دست بیاوریم باید اتحاد باشد چون اصل عقلایی و شرعی است، بنابراین که اتحاد عقلایی است محورش هم باید عقلایی باشد. ما باید بر یک چیزی اتحاد پیدا بکنیم که سه خصوصیت پیدا بکند: 1-اتحاد عمیق بشود 2- اتحاد مستحکم بشود 3- اتحاد ثبات داشته باشد، استواری دائمی داشته باشد. اگر بخواهد چنین اتفاقی رخ بدهد باید اتحاد بر محور حق باشد.




برچسب ها :
علوی تهرانی ,  حضرت زهرا , 



بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله فی الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

چون ایام فاطمیه در پیش است وظیفه همه فهماندن عظمت و مقام و رفعت آن حضرت است. این بحث بهت انگیز است. هر مسلمانی وظیفه اش نسبت به فاطمیه و صدیقه کبری بسیار سنگین است . اگر وقت شد، یک روایت از منابع عامّه، یک روایت از مدارک خاصّه طرح می کنیم، تا هر مسلمانی به هر مذهبی، بفهمد نسبت به روز شهادت او چه وظیفه ای دارد.

علمای حدیث ، رجال عامّه این روایت را نقل کردند: قال رسول الله: أولُ من یدخل الجنة فاطمة. این جمله دریایی است. فقه این حدیث عقل را از هر فقیهی و حکیمی مبهوت می کند. این روایت منقول از آن حضرت است از آن طرق .

أولُ من یدخل الجنة فاطمة . فهم این حدیث توقف دارد بر درک عمق سوره واقعه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ، لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ، خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ ، إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ،فَكَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثًّا .

روزی که آن روز هم خافض است، هم رافع؛ واقعه ای که خافضة رافعة؛ اما رفع إلی درجاتی که لا تدرک ولا توصف. اما خفض: إلی أسفل السافلین. إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ، وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا. این کوهها همه مثل ذره ی منبث در فضا بشود، همچو روزی، همچو واقعه ای.

بعد مطلب چیست؟ تمام مطلب در این جمله است: وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً : سه قسمت می شوند : أَصحاب المیمنة ،أَصحاب المشئمة، السابقون .

اما: وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ. اگر بفهمیم مقام سابقین را، آن قرب و آن تقرب را، باز مراتب سبق، کمًا و کیفًا . تا برسد به اسبق السابقین. اسبق السابقین کیست؟ افضل الاولین و الاخرین خاتم الانبیاء و المرسلین، او می شود اسبق السابقین. بالضروره به حکم عقل ، کتاب ، سنت: وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا. بالضروره اول من یدخل الجنه خاتم النبیین است ولی آنچه محیّر العقول است این است که [پیامبر فرمود:] من بر براق وارد محشر می شوم و وارد جنت می شوم اما أمامی بنتی فاطمة، جلوتر از من دختر من . أمام إمام الاولین و الآخرین! این چه مقامی است ؟!

أول من یدخل الجنة فاطمة. اگر این فهمیده بشود تمام مسائل منحل است. خاتم [هست]، مقدم اوست . چه کرده که امام امام الکل است ؟ کاری که او کرده است منحصر به خود اوست. تمام خلقت عالم به بعثت آدم تا عیسی بن مریم، به نتیجه رسید اما بدوّ صلاح به بعثت خاتم شد. به بعثت او غرض از خلقت، ثمر تشریع و دیانت محقق شد ولی علت محدثه خاتم النبیین است، علت مبقیه سیدة نساء العالمین است. تمام ما حصل انبیا از آدم تا به خاتم به کی باقی ماند؟ منحصراً به وجود صدیقه کبری. اگر او نبود نه حلم حسنی بود، نه شجاعت حسینی بود، نه عبادت سجادی بود، نه مآثر باقری، نه آثار جعفری ، نه علوم کاظمی، نه حجج رضوی، نه جود تقوی، نه نقاوت نقویه و نه هیبت عسکریه و نه غیبت آن کسی که یملأ الله الأرض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا.

چه کرده او؟ خودش چه بود؟ اثر وجودش چه بود؟

إنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. نسل او در جهان باقی ماند به این ، دین او در امم برقرار شد به وجود این.

فاطمة بضعة منی .

ورود او به بهشت ورود پیغمبر است .

أول من یدخل الجنه فاطمة. اما به چه کیفیت؟! . مهم این است متن حدیث دقت ها دارد. اگر دنیای عامّه همین روایت را بفهمد کافی است. نص روایت این است: تحشر ابنتی فاطمة یوم القیامة وعلیها حلة الكرامة... وعلیها حلة - چه حلّه ای؟ حلة الکرامه- قد عجنت بماء الحیوان ، فینظر إلیها الخلائق . بهت انگیز این روایت است، آن هم از طرق عامّه: هم محدثین، هم اعلام رجال. فینظر إلیها الخلائق - خلائق جمع محلی به ال ، چشم تمام آفریده ها همه دوخته به هودج اوست- فینظر إلیها الخلائق فیتعجبون منها. آن روز غوغا که همه می گویند: وانفسا!، چه جور وارد محشر می شود که همه از خود بی خبر ، غرق در تعجب، از آن عظمت.

ثم تكسى حلة من حلل الجنة ، ... على ألف حلل ، مكتوب ... بخط أخضر : " أدخلوا ابنة محمد الجنة - اما چه جور؟ - علی أحسن صورة - غوغا این است - على أحسن صورة ، وأكمل هیئة ، وأتم كرامة ،وأوفر حظ . چهار افعل تفضیل است.

باید وارد بهشت شود اما چه جور؟ به احسن صورة. روز قیامت چه روزی است؟ وبرزوا لله الواحد القهار. برزوا ، مغزها از پوست در می آید، سیرت ها مصور می شود . احسن صورة یعنی چه؟ فکر کردید؟ قرآن بخوان تا بفهمی یعنی چه احسن صورة . تَبَارَكَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَكُمْ... ، خلقت برای این است؛ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ ، چرا؟ برای این که آزمایش بشوید تا محقق بشود احسن در عمل.

خلقت برای این است: احسن در عمل، احسن در علم. اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ ... َبَشِّرْ عِبَادِ ، الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ.

علماً باید بشود احسن ، عملاً باید بشود احسن . احسن علماً خُلقا عملاً روز قیامت محشور می شود به احسن صورة . صورت او نشان می دهد سیرت او را. زهرا این است. این افعل تفضیل اول است.

ادخلوا... ادخلو. داخل کنید فاطمه دختر او را در بهشت اما به احسن صورة، به اکمل هیئة ، دیگر شرح بقیه وقت نیست. این روایت از طرق عامّه.

هر مسلمانی باید بداند روز شهادت زهرا روز رحلت کیست؟ وظیفه خودش را بشناسد.

اما از طرق خاصه : صدوق در علل: این روایت عن ابی عبدالله. در مصباح الانوار عن ابی جعفر. هر دو امام، قال، قلت: لم سمیت فاطمة الزهراء زهراء ؟ سر تسمیه فاطمه زهرا به زهرا چیست؟ فقال: لأن الله عز وجل خلقها من نور عظمته . علت این که فاطمه زهرا نامیده شده چون خدا او را از نور عظمت خودش خلق کرده. این مبدأ اوست آن منتهای اوست. مبدأ این، منتهی آن . اینجاست حیرة الکمل . مبدأ، خلق از نور عظمت الله ؛ منتهی: اول من یدخل الجنة .

فلما اشرقت ، بعد که خلق شد از نور عظمت، آن نور اشرقت، فأضاءت – چه را روشن کرد؟- فأضاءت السماوات والأرض ، همه آسمانها و زمین به نور او منور شد. وغشیت أبصار الملائكة ، چشمهای ملائکه همه از دیدن این نور درمانده شد، وخرت الملائكة لله ساجدین. تمام ملائکه به تابش نور صدیقه همه به سجده افتادند، وقالوا : إلهنا وسیدنا! ما لهذا النور؟ فأوحى الله إلیهم- شرح حدیث برای وقت دیگر ولی اهل نظر در این کلمات دقت کنند. فأوحى الله إلیهم: هذا نور من نوری ، خودش نور؛ از نور من ، هذا نور من نوری ، فأسكنته فی سمائی ، مسکن او را سماء خودم قرار دادم ، خلقته من عظمتی ، از عظمت خودم ...، العلی العظیم کیست؟ از آن عظمت فاطمه را خلق کردم . أخرجه ، او را بیرون می آورم. از کجا ؟ از صلب نبی من أنبیائی أفضلّه على جمیع الأنبیاء . صدف این گوهر باید صلب اشرف ولد آدم باشد .

ختم کلام هم این است. وأخرج من ذلك النور ، از همین نور که اسمش فاطمه است خارج می کنم أئمة یقومون بأمری یهدون إلى حقی واجعلهم خلفائی فی أرضى بعد انقضاء وحیى ... أخرج من ذلك النور أئمة.

مبدا این، منتها آن، وسط این.

یک عده عوام پیدا شدند، در ذهنها رخنه ایجاد می کنند که این هیئتها این تشکیلات برای شهادت صدیقه زیاد است. دوران بیسوادی دوران ما است. شما که نخبه قم هستید به اعتقاد همه. عده ای از شما اساتید خارج هستید، عده ای استاد سطوح عالیه هستید، به مردم بفهمانید که آنچه هست کم است. چرا؟ به چه دلیل؟

امیرالمؤمنین کیست؟ امام الموحدین کیست؟ بیان او این است. مصیبت فاطمه در این حد است: والله... - این کلمه علی[علیه السلام] است اما توأم با این قسم - هذه والله مصیبة لا عزاء لها . یعنی چه؟ هذه والله مصیبة لا عزاء لها - هر کار بکنید خلأ این مصیبت را پر نمی کند - ورزیة لا خلف لها . همه این غوغا[عزاداری ها] ذره ای در مقابل این کلمه است. کجا حق او ادا شد؟

همچو کسی اولش این ، وسطش این. از حسن تا حجت بن الحسن ، همه میوه درخت وجود او ، آخرش هم: اول من یدخل الجنة باحسن صورة ، اما پهلو شکسته ، بازو ورم کرده. مصیبت این است.

ما زالت ... متن مصیبت این است : ما زالت بعد أبیها ... ما زالت بعد أبیها ، معصّبة الرأس، ناحلة الجسم. ناحلة الجسم یعنی چه؟ یعنی هر روز که می گذشت گوشت ها[ی بدنش] آب می شد ، تا رسید به آنجایی که صارت کالخیال. یک دختر نوجوان ... منهدّة الرّكن ، یعنی زانوها دیگر رمق راه رفتن نداشت. باكیة العین ، محترقة القلب . لااله الا الله .

شما فکر کنید . از رحلت پیغمبر تا رحلت زهرا چقدر است؟ از روزی که پیغمبر از دنیا رفته تا روزی که زهرا از دنیا رفته، یغشى علیها ساعة بعد ساعة ؛ یعنی هر ساعت غش می کرد.

گفت: یا علی! آن پیراهنی... آن پیراهنی که پدرم را در آن غسل دادی برای من بیاور ، رفت پیراهن را آورد تا گرفت بو کشید، یک مرتبه افتاد روی زمین، بعد که به خود آمد این دو تا شعر را گفت:

ماذا على من شم تربة أحمد

أن لا یشم مدى الزمان غوالیا

مصیبت این است:

صبت علیّ مصائب لو أنها

صبت على الأیام صرن لیالیا




برچسب ها :
آیت الله وحید خراسانی ,  حضرت زهرا , 
حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند: خداوند سبحان،
ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی‌ها و شقاوت‌ها قرار داد.
نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود.
زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود.
روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست.
و حجّ را برای استحکام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.


متن حدیث:

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله علیها: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ
.

ریاحین‌الشّریعة، جلد ۱،صفحه 312




برچسب ها :
حضرت زهرا ,  نماز ,